وصیت به سال پایینی
سلام![]()
![]()
![]()
فکر کنم حدود ۹ ماه پرحادثه از ورودمون به دانشگاه میگذره!!و ما اونقدر با تجربه شدیم که بتونیم ورودی های ۸۸ رو که در واقع اولین سال پایینی های ما هستن٬نصیحت کنیم و تجارب گرانبهای خودمون رو بهشون انتقال بدیم!!!البته الان اون بیچاره ها دارن واسه کنکور درس میخونن اما به هر حال ما از همین الان واسه ۳ ماه دیگه وصیتمون رو می نویسیم!!
بسم الرب الدانشجو
اللهم عجل لولیک الفرج و عافیت و النصر و.............مستشهدین بین یدیه
سال پایینی عزیزم!!!سلام
الان که داری این وصیت نامه رو به عنوان نصیحتی از بزرگترت می خونی فکر کنم یکی از روزهای پاییز ۸۸ باشه و تو تازه وارد ترم یک شدی!!!چند نکته هست که تو باید بدونی!!!
۱ـ اول فکر کنکورت باش!!!شب زود بخواب تا صبح شاداب و بانشاط از خواب پاشی و مداد و پاک کن و کارت ملی هم یادت نره سر جلسه ببری.سعی کن سر جلسه٬کنار دوستات نشینی.چون بعدا یه سری کوردلان از همه جا بی خبر بهت تهمت تقلب میزنن که البته این افراد چیزی جز خس و خاشاک نیستن.در ضمن کنکور عین فوتباله.یه برنده و یه بازنده داره.اگه سازمان سنجش هوس کرد بومی گرایی رو ۱۰۰۰۰٪ افزایش بده یا درصدهات رو کم و زیاد کنه ناراحت نشو و شکست رو قبول کن!!![]()
۲-دوما تا اونجا که میتونی از نوشتن نام دندونپزشکی یا پزشکی بابل در برگه ی انتخاب رشته ی خودت خودداری کن.نپرس چرا!!!من یه چیزی میدونم دیگه!!![]()
۳- خاک بر سرت.من که گفتم دانشگاه بابل رو تو برگت ننویس.
حالا که نوشتی پس دیگه کاریش نمیشه کرد.
۴- همون موقع ثبت نام سعی کن با محیط این پارک جنگلی اخت پیدا کنی.اینجا قوانین خاص خودش رو داره!!اگه نتونی به موقع خودت رو با اینجا وفق بدی٬ممکنه با دیدن موش ها و داروگ های اینجا هم دچار شوک آنافیلاکتیک بشی!!چه برسه به دیدن مادر سلام که ممکنه واسه اولین بار باعث کما بشه.اما کم کم دیدن این چیزا واست عادی میشه.
۵-تا اونجا که میتونی ارتباطت رو با دوستای قدیمیت که به دانشگاه های تهران و مشهد و اصفهان و مع الذلک رفتن!قطع کن.آخه اون ها وقتی از دانشگاه ها و محیط تحصیلیشون حرف میزنن در مقابل اون ها به پوچی و نهلیسم کامل میرسی و از هرچی دانشگاه بابله بدت میاد![]()
۶-مبادا وبلاگ بزنی!آخه مثل ما مجبور میشی وسط امتحانات هم هر روز وقتت رو براش بذاری.
۷ـ مبادا سر جلسه ی امتحان ها توی دانشگاه زود بلند بشی.حتی اگه هیچی هم بلد نباشی و به همین خاطر زود از جات پاشی بازم متهم به خرخونی میشی.![]()
۸-مبادا بذاری استاد اشرف پور درس فیزیولوژی و استاد سفیدگر درس قارچ شناسیتون رو تدریس کنن.آخه تو رو تا مرز سکته میبرن٬اولی با سوالای توهمش و دومی با ادا اطواراش
۹ـ مبادا سر کلاس استاد سلطان پور گوشیت روشن باشه!!!گوشیت رو هم تو کیفت نذار!!
۱۰- مبادا از جزوه های بچه های دندون ۸۷ استفاده کنی!از ۸۶ و ۸۵ ها جزوه بگیر!
۱۱- سعی کن چپ و راست power pointهای جورواجور واسه درس های مختلف بسازی و کنفرانس ارائه بدی!!!از آناتومی عملی تا اندیشه ی اسلامی کنفرانس بده
.آخه استادای اینجا چشماشون به دهنشونه!!
۱۲- سعی کن با مسئول سلف که کارش ریختن غذا از دیگ جادوییه رفیق بشی تا بهش سفارش کنی جاهای قابل خوردن غذاها رو واست بریزه.نمیتونم بیشتر توضیح بدم!خودت باید بخوری تا احساسش کنی![]()
باشد که این نصیحت ها چراغ راهی به سوی آینده ای روشن برای تو سال پایینی باشد
اعجبنا و نعجب و سیستعجب من حالنا و اموزشنا و استادنا و دوله الکریمه.....مدت المدید فی البابل
زیگورات ۲۷/۳/۱۳۸۸هجری شمسی
جمله ی هفته:یادمه رو دیوار مهد کودکم هم با خط درشت نوشته شده بود:
میزان٬رای ملت است
