بهشت و جهنم(خداحافظی)..............
پست فوق العاده جذاب " LOST این کوفت دوست داشتنی " بزودی در وبلاگ !
بگو لا اله الا الله ...........به حق شرف لا اله الا الله.......لا اله الا الله...........
چشم وا کردم دیدم میون یه جمعیت که یه تابوت دستشونه در حال راه رفتنم
....عجب تشییع جنازه ی جالبیه.نمیدونم چرا دیروز یه کم دندونم درد می کرد.اما امروز هیچیم نیست......نمیدونم چرا امروز داره خیلی خوش میگذره.
....تا حالا تو یه تشییع جنازه ی درست حسابی نبودم....از خوشی داشت خندم میومد که یه دفعه نگاهم به چشمای پراز اشک پدر و مادرم افتاد.هرچی سعی کردم آرومشون کنم نشد..به هر حال فکر کردم عمه بزرگه ی پدرم فوت کرده..آخه دیگه این اواخر حالش بد شده بود
.... ...همون عمه که ۲۰ ساله پاش لب گوره و هرچی عزرائیل زور میزنه نمیتونه جونشو بگیره
.......همه ی فامیلام هم اونجا بود!!!قند تو دلم از خوشحالی آب شد!!!بالاخره مراسم تموم شد...همه داشتن برمیگشتن خونه اما من دیدم سر ظهره گفتم یه سر دانشگاه برم...
بعد از نیم ساعت به دانشگاه دوست داشتنیم رسیدم!!!وارد کلاس شدم
....استاد روانشناسیمون داره به بچه ها درس میده...بچه هایی که تغییرات زیادی تو رفتارو چهره هاشون پدید اومده و البته هنوزم هم خیلیاشون مثل سابق وسط کلاس پچ پچ میکنن و استخوان مندیبلشون بیشترین چربی رو می سوزونه
استاد داره اسما رو میخونه...به اسم من میرسه....میگم حاضر.......باز میخونه.....یبابا من که بلند گفتم حاضر......حاضررررر..........ساسی میگه استاد اسمشو خط بزن....استاد میگه انتقالی گرفته؟؟؟یکی از بچه ها میگه آره استاد دو سه روزی میشه انتقالی گرفته اون دنیا...کل کلاس میخندن!!!![]()
من یه تیکه میندازم!!!اما در عین ناب آوریم استاد اسممو خط میزنه!!!با عصبانیت وسط کلاس به سمت استاد میرم و اعتراض میکنم اما اصلا حرفامو نمیشنوه......بچه ها از زمان آنتراکت(تنفس بین درس) دارن استفاده می کنن و انواع حرف ها و غیبت های روزانه رو انجام میدن.....
صدای پچ پچ دخترا میاد...بلند بلند در گوش همدیگه می حرفن:میدونستی چقدر چرت می نوشت تو وبلاگ!!!!آره به ...پیشنهاد دوستی داده بود اما اون ضایعش کرد.......اون روز با.....بابلسر دیدنش...اوه تریپ خفن.........آخرشم افتاد مرد.....میگن با قرص برنج مرده!!!!بعضیا میگن وقتی داشت یه پسر بچه رو که توپش افتاد وسط خیابون و نزدیک بود بره زیر کامیون عین فیلم هندیا نجات می داد کامیون لهش کرد!!!آخرا هم با ساسی مشکل پیدا کرده بود.......![]()
هرچی گوشام رو تیز کردم نفهمیدم راجع به کی حرف میزنن...ولی آمار عجیب غریبی داشت این کسی که ازش حرف میزدن.
میرم جای خودم میشینم.پسرا هم طبق معمول دارن می حرفن:بلوتوث رو روشن کن علی اختاپوس و حسن کله پز با امیر اسمارت feat دادن و یه آهنگ خوندن خیلی توپ خوندن...دیشب دانلود کردم....فیلم lost رو دیدی؟؟؟......فردا تربیت بدنی۲ رو دودر می کنیم..آخرشم یه تحقیق میدیم ۲۰ میشیم دیگه...این جزوه ۴ ایمنی شناسی نمیاد؟؟؟این چه گروه جزوه ایه.......پارسا یه سه چهار روزه نمیاد یونی...کجاست؟؟؟
اشتباه میگین دیگه..اون آهنگ رو جواد بزمجه با امیر منگل خوندن!!آهنگشم واسه ۲ماه پیشه!! دیدم صدام رو نمیشنون داد زدم مگه کورین؟؟من اینجام دیگه..من که دارم میام یونی.انتقالی کجا بود!! .....خلاصه روز عجیبی بود...کسی محل نمیذاشت......خلاصه کلاس تعطیل شد همه به سمت سلف داشتیم می رفتیم که ناگهان مرحوم مغیثی(بهداشتکار مرحوم) رو توی love street دیدم...باورم نمیشه دو تا سیلی زدم به خودم![]()
.....آقای مغیثی خودتی؟؟؟چه جوون شدی ..دیگه تو نفس هات خس خس دیده نمیشه..پیش کدوم دکتر رفتی...عمران گفت تو به رحمت خدا رفتی که؟؟؟
-آره پسرم
!!!الان ۶ ماهه دارم تو دانشکده دندون بهشت٬دندونپزشکی میخونم...نمیدونی چه حالی میده...نه از آموزش خبریه نه از افتادن..حراست کجا بود.خبری از مادر سلام هم نیست...اونجا جای سوار شدن ۴۰۵ عمران سوار لامبورگینی میشیم حور سوار می کنیم!!!
........جات خالی اونجا با حورهای بهشتی همکلاسیم.خیلی فاز میده کلاس...استادامون هم خیلی سطح علمیشون بالاست و باحالن..مثلا آناتومی رو ابن سینا درس میده...روانشناسی رو آقای فروید درس میدن..اما خارجی می حرفه ما نمی فهمیم....ژنتیک رو جای استاد رودگری خود مندل درس میده.روش تدریسشون هم خیلی باحاله.ما ژنتیک عملی هم داریم مثلا با استاد مندل میریم باغ های بهشتی(همون جا که تحت الاشجار نهرها روان است
)نخود می کاریم و نتایج آزمایشات رو به صورت آماری به دست میاریم
... اما آقای گایتون هم استادمونه!!خودش میگه هر شب به خواب استاد اشرف پور میره!!میگفت اشرف پور هر شب خوابشو میبینه
تو هم الان می تونی بیای شرطش اینه که اول بری آموزش برزخ اونجا از نکیر و منکر استعلام بگیری اونا خودشون بهت میگن ورود به دانشکدمون چه شرطایی داره...یادت باشه مصاحبه داره ها...به این راحتیا نیست که...حواست باشه اگه مصاحبه رو خوب ندی میری دانشکده دندون جهنم!!!ما یادت باشه از جهنم نمیشه به بهشت انتقالی بگیریا خیلی سخته...اونجا هم پر حراست و مامان سلامه که رو سرت قیر میریزن...
خلاصه این مصاحبه ی نکیر و منکر خیلی مهمه......
من حیرون موندم که این چی میگه؟؟؟برزخ کجاست دیگه؟؟؟.............که در یک آن متوجه میشم که دوتا
ریشو با چفیه جلوی منن و...............
نکیر:تو دانشگاه عضو بسیج بودی؟؟؟ منکر:چندبار حراست دانشگاه بهت تذکر داد؟؟؟
نکیر:کفن جسد دانشگاهتون چند تیکه باید باشه منکر:چند رکعت نماز پشت سر حاج آقا نیکزاد نو نمازخونه دانشگاهت خوندی؟؟؟.......
من چمیدونم خوب....
اون دوتا با مهر رو یه کاغذ زدن و مهر انتقالی به دانشکده جهنم رو زدن
...من که دیدم وضعیت اینجوریه تا جون داشتم دوییدم و فرار کردم...نمیدونم چی شد که دیدم جلوی کامپیوتر نشستم..وبلاگ dent87babol رو بالا آوردم باورم نمیشد ساسی یه پست نوشته بود...یعنی دهنم وا موند...یعنی من....یعنی من
...من...
.... پستشون این بود....
فوت نابهنگام دوست و همکلاسی عزیز٬یار و غمخوار بینوایان٬حامی مستمندان٬عاشق بهداشتکاران و آن دوستدار عدالت ٬جناب زیگورات رو به خود آن مرحوم و خانواده ی داغدارش تسلیت میگیم و متاسفیم که دیگه بین ما نیست که بتونه تو وبلاگ فعالیت کنه و بهشت و جهنم آخرین پستش تو وبلاگ بود...روحش شاد و یادش گرامی باد![]()
دیگه اگه از من تو این وبلاگ خوبی٬بدی٬دعوایی٬دیدین ببخشید دیگه![]()
راستی به دلایل گوناگون امکان درج نظر در این پست وجود ندارد
...
بای بای![]()
![]()
![]()
![]()
