بهشت و جهنم(خداحافظی)..............

 

پست فوق العاده جذاب " LOST این کوفت دوست داشتنی " بزودی در وبلاگ !


بگو لا اله الا الله ...........به حق شرف لا اله الا الله.......لا اله الا الله...........

چشم وا کردم دیدم میون یه جمعیت که یه تابوت دستشونه در حال راه رفتنم....عجب تشییع جنازه ی جالبیه.نمیدونم چرا دیروز یه کم دندونم درد می کرد.اما امروز هیچیم نیست......نمیدونم چرا امروز داره خیلی خوش میگذره.....تا حالا تو یه تشییع جنازه ی درست حسابی نبودم....از خوشی داشت خندم میومد که یه دفعه نگاهم به چشمای پراز اشک پدر و مادرم افتاد.هرچی سعی کردم آرومشون کنم نشد..به هر حال فکر کردم عمه بزرگه ی پدرم فوت کرده..آخه دیگه این اواخر حالش بد شده بود.... ...همون عمه که ۲۰ ساله پاش لب گوره و هرچی عزرائیل زور میزنه نمیتونه جونشو بگیره.......همه ی فامیلام هم اونجا بود!!!قند تو دلم از خوشحالی آب شد!!!بالاخره مراسم تموم شد...همه داشتن برمیگشتن خونه اما من دیدم سر ظهره گفتم یه سر دانشگاه برم...

بعد از نیم ساعت به دانشگاه دوست داشتنیم رسیدم!!!وارد کلاس شدم....استاد روانشناسیمون داره به بچه ها درس میده...بچه هایی که تغییرات زیادی تو رفتارو چهره هاشون پدید اومده و البته هنوزم هم خیلیاشون مثل سابق وسط کلاس پچ پچ  میکنن و استخوان مندیبلشون بیشترین چربی رو می سوزونه

استاد داره اسما رو میخونه...به اسم من میرسه....میگم حاضر.......باز میخونه.....یبابا من که بلند گفتم حاضر......حاضررررر..........ساسی میگه استاد اسمشو خط بزن....استاد میگه انتقالی گرفته؟؟؟یکی از بچه ها میگه آره استاد دو سه روزی میشه انتقالی گرفته اون دنیا...کل کلاس میخندن!!!من یه تیکه میندازم!!!اما در عین ناب آوریم استاد اسممو خط میزنه!!!با عصبانیت وسط کلاس به سمت استاد میرم و اعتراض میکنم اما اصلا حرفامو نمیشنوه......بچه ها از زمان آنتراکت(تنفس بین درس) دارن استفاده می کنن و انواع حرف ها و غیبت های روزانه رو انجام میدن.....

صدای پچ پچ دخترا میاد...بلند بلند در گوش همدیگه می حرفن:میدونستی چقدر چرت می نوشت تو وبلاگ!!!!آره به ...پیشنهاد دوستی داده بود اما اون ضایعش کرد.......اون روز با.....بابلسر دیدنش...اوه تریپ خفن.........آخرشم افتاد مرد.....میگن با قرص برنج مرده!!!!بعضیا میگن وقتی داشت یه پسر بچه رو که توپش افتاد وسط خیابون و نزدیک بود بره زیر کامیون عین فیلم هندیا نجات می داد کامیون لهش کرد!!!آخرا هم با ساسی مشکل پیدا کرده بود.......

هرچی گوشام رو تیز کردم نفهمیدم راجع به کی حرف میزنن...ولی آمار عجیب غریبی داشت این کسی که ازش حرف میزدن.

میرم جای خودم میشینم.پسرا هم طبق معمول دارن می حرفن:بلوتوث رو روشن کن علی اختاپوس و حسن کله پز با امیر اسمارت feat دادن و یه آهنگ خوندن خیلی توپ خوندن...دیشب دانلود کردم....فیلم lost  رو دیدی؟؟؟......فردا تربیت بدنی۲ رو  دودر می کنیم..آخرشم یه تحقیق میدیم ۲۰ میشیم دیگه...این جزوه ۴ ایمنی شناسی نمیاد؟؟؟این چه گروه جزوه ایه.......پارسا یه سه چهار روزه نمیاد یونی...کجاست؟؟؟

اشتباه میگین دیگه..اون آهنگ رو جواد بزمجه با امیر منگل  خوندن!!آهنگشم واسه ۲ماه پیشه!! دیدم صدام رو نمیشنون داد زدم مگه کورین؟؟من اینجام دیگه..من که دارم میام یونی.انتقالی کجا بود!! .....خلاصه روز عجیبی بود...کسی محل نمیذاشت......خلاصه کلاس تعطیل شد همه به سمت سلف داشتیم می رفتیم که ناگهان مرحوم مغیثی(بهداشتکار مرحوم) رو توی love street دیدم...باورم نمیشه دو تا سیلی زدم به خودم.....آقای مغیثی خودتی؟؟؟چه جوون شدی ..دیگه تو نفس هات خس خس دیده نمیشه..پیش کدوم دکتر رفتی...عمران گفت تو به رحمت خدا رفتی که؟؟؟

-آره پسرم!!!الان ۶ ماهه دارم تو دانشکده دندون بهشت٬دندونپزشکی میخونم...نمیدونی چه حالی میده...نه از آموزش خبریه نه از افتادن..حراست کجا بود.خبری از مادر سلام هم نیست...اونجا جای سوار شدن ۴۰۵ عمران سوار لامبورگینی میشیم حور سوار می کنیم!!!........جات خالی اونجا با حورهای بهشتی همکلاسیم.خیلی فاز میده کلاس...استادامون هم خیلی سطح علمیشون بالاست و باحالن..مثلا آناتومی رو ابن سینا درس میده...روانشناسی رو آقای فروید درس میدن..اما خارجی می حرفه ما نمی فهمیم....ژنتیک رو جای استاد رودگری خود مندل درس میده.روش تدریسشون هم خیلی باحاله.ما ژنتیک عملی هم داریم مثلا با استاد مندل میریم باغ های بهشتی(همون جا که تحت الاشجار نهرها روان است)نخود می کاریم و نتایج آزمایشات رو به صورت آماری به دست میاریم... اما آقای گایتون هم استادمونه!!خودش میگه هر شب به خواب استاد اشرف پور میره!!میگفت اشرف پور هر شب خوابشو میبینهتو هم الان می تونی بیای شرطش اینه که اول بری آموزش برزخ اونجا از نکیر و منکر استعلام بگیری اونا خودشون بهت میگن ورود به دانشکدمون چه شرطایی داره...یادت باشه مصاحبه داره ها...به این راحتیا نیست که...حواست باشه اگه مصاحبه رو خوب ندی میری دانشکده دندون جهنم!!!ما یادت باشه از جهنم نمیشه به بهشت انتقالی بگیریا خیلی سخته...اونجا هم پر حراست و مامان سلامه که رو سرت قیر میریزن...خلاصه این مصاحبه ی نکیر و منکر خیلی مهمه......

من حیرون موندم که این چی میگه؟؟؟برزخ کجاست دیگه؟؟؟.............که در یک آن متوجه میشم که دوتا

ریشو با چفیه جلوی منن و...............

نکیر:تو دانشگاه عضو بسیج بودی؟؟؟  منکر:چندبار حراست دانشگاه بهت تذکر داد؟؟؟

نکیر:کفن جسد دانشگاهتون چند تیکه باید باشه  منکر:چند رکعت نماز پشت سر حاج آقا نیکزاد نو نمازخونه دانشگاهت خوندی؟؟؟.......من چمیدونم خوب....

اون دوتا با مهر رو یه کاغذ زدن و مهر انتقالی به دانشکده جهنم رو زدن...من که دیدم وضعیت اینجوریه تا جون داشتم دوییدم و فرار کردم...نمیدونم چی شد که دیدم جلوی کامپیوتر نشستم..وبلاگ dent87babol رو بالا آوردم باورم نمیشد ساسی یه پست نوشته بود...یعنی دهنم وا موند...یعنی من....یعنی من...من....... پستشون این بود....

فوت نابهنگام دوست و همکلاسی عزیز٬یار و غمخوار بینوایان٬حامی مستمندان٬عاشق بهداشتکاران و آن دوستدار عدالت ٬جناب زیگورات رو به خود آن مرحوم و خانواده ی داغدارش تسلیت میگیم و متاسفیم که دیگه بین ما نیست که بتونه تو وبلاگ فعالیت کنه و بهشت و جهنم آخرین پستش تو وبلاگ بود...روحش شاد و یادش گرامی باد

دیگه اگه از من تو این وبلاگ خوبی٬بدی٬دعوایی٬دیدین ببخشید دیگه

راستی به دلایل گوناگون امکان درج نظر در این پست وجود ندارد...

بای بای

 

مصاحبه با همه.......مصاحبه با هیچ کس!!!

سلام

بی مقدمه میریم سر اصل مطلب............از اونجایی که ما عاشق آزادی بیان هستیم به منظور مشارکت همه ی اقشار و بازدیدکنندگان وبلاگ محقرمون!!در این پست مصاحبه ای با همه ی شما ترتیب داده شده!!!اگه مایلید می تونید به سوالات زیر که به صورت مصاحبه وار مطرح شدن٬تو قسمت نظرات جواب بدین.relax باشین و هرجور که مایلید به سوالات مصاحبه جواب بدیناین شما و این هم مصاحبه با همه!!!

۱- در صورتی که دوست داری خودت رو معرفی کن یا لا اقل یه نشونه از خودت بده!!

۲-  مشاغل زیر رو به ترتیبی که علاقه داری مرتب کن!!!کدوم شغل رو بیشتر دوست داری؟؟؟

جراح مغز و اعصاب---کارگر شهرداری(آشغالی!!!)---مسئول حراست دانشگاه----بهداشتکار دهان و دندان---ریاست جمهور

۳ـ از بین نویسنده های وبلاگ کدوم رو تواناتر و چیره دست تر میدونی؟؟

الف)ساسی   ب)زیگورات    ج)برین بمیرین هر دو تاتون   د)گزینه الف و ب   ه)هیچ کدام

۴ـ اگه حق انتخاب با تو بود کدوم رو انتخاب می کردی؟؟؟

الف)دانشجوی دندانپزشکی ساری   ب) دانشجوی پزشکی بابل   ج)دامپزشکی تهران  

۵ - اگه دستت یه بمب بدن کجا رو باهاش می ترکونی؟؟؟

۶-اگه بخوای حال یکی از دانشجوها رو بگیری اون کیه؟؟؟علتش چیه؟؟؟

۸- از کدوم درس و استاد بیشتر خوشت میاد٬از کدوم بیشتر بدت میاد؟؟؟ علتش چیه؟؟

۹ـ نتایج انتخابات اخیر رو قبول داری؟؟؟از وضعیت حال حاضر دانشگاهت راضی هستی؟؟؟

۱۰ـ به کدوم مسئول دانشگاه علاقه ی بیشتری داری؟؟؟

الف)مادر سلاما!!! ب)مسئول سلف   ج) باغبون های دانشگاه  د)مسئول های آموزش دانشکده  ه)آبدارچی   و) مسئول های آزمایشگاه ها!!!

۱۱- به نظرت اهمیت کدوم روز بیشتره<<<روز دندانپزشک -روز پزشک - روز جهانی تغذیه با شیر مادر  -روز جهانی کودک

۱۲- حرف آخر...........اگه وصیتی نصیحتی توصیه ای چیزی داری بگو!!!

بی پرده(بررسی 4پست ترین)

سلام به همه دوستان !

برای انتخاب واحد  از تاریخ ۷ شهریور تا ۱۲ شهریور  کلیک کنید !


سلام

همون طور که میدونید تا حالا ۴ ترین رو تو وبلاگمون قرار دادیم و چیزی بیش از ۲۴۰ نظر در این ۴ پست بدرقه ی حال نویسنده های وبلاگ شد.نوشتن ترین های فرد به عهده ی من و ترین های زوج به عهده ی ساسی بود.حالا می خوام با استفاده از همین نظرات شخصیت ها و همکلاسیای عزیز رو بررسی کنم.ترتیب دوستان هم اتفاقی بوده.

رضا جودیردی از خطه ی ستارخان و باقرخان... البته برعکس اون دو تا سبیل نداره!....خوش اخلاق ترین٬منطقی ترین و در عین حال با شخصیت ترین........خرخون اااا.... ببخشید درس خون ترین هم شدهدرسته خوش خطه اما وجود رضا بیرق باعث شد تا نتونه عنوان خوش خط ترین رو کسب کنه.. تو کنفرانس ژنتیک با آریا آذرپور با لهجه ی بچه های ناف لس آنجلس تحقیقشون رو ارائه دادن.سرعت انگلیسی حرفیدنشون به حدی بود که دانشجوها شکل علامت سوال ؟؟؟؟؟؟و استادا شکل علامت تعجب شدن!!!!!.راحت ترین راه شناخت اون تو دانشگاه شلوار پارچه ای که می پوشهتا یادم نرفته بگم سمج ترین هم عنوانیه که به اون داده شد.شب ها رو فقط به یاد معدل الف سر به بالین میذاره

مهدیس باقریان:از کسانی که همیشه اسمش تو ترین ها وجود دارهانگار ترین ها بدون اون هیچ رنگ و بویی ندارههمون جور که پیش بینی میشد مقام محبوب ترین رو بین دخترا رو کسب کرد.باجنبه ترین و یکی از بدشانس ترین ها بود.به لطف داشتن دوستی همچون مائده جعفریان تونست در جمع پرحرف ترین ها قرار بگیره.در عین حال پرحاشیه ترین هم شد.به اذعان اکثریت مطلق آرا سوتی ترین و دودرترین هم بود.عنوان MISS CALL باز ترین رو به راحتی و اختلاف فاحشی نسبت به سایر رقبا کسب کرد.و تونست تو رقابتی نزدیک با الهام صمدی مقام با معرفت ترین رو هم از آن خودش کنهبرای کاهش حاشیه ها همه ی راه های ارتباطی به خودش رو مسدود کرده!!تلاش زیادی در راه تشکیل گروه جزوه در ترم اول داشت و بالاخره این تلاش ها در ترم دوم به بار نشست و البته به علت حوادثی میشه بهش لقب شهیده گروه جزوه رو هم داد.

سینا سوهانیان:تنها نقطه ی مشترکش با زیگورات پرسپولیسی بودنشهملقب به ساسی که لقبش ریشه در عشق فرازمینیش به ساسی مانکن داره...نبودن اسمش تو ترین ها از محالاته.....شیطون ترین٬محبوب ترین٬پرجنب و جوش ترین و با نفوذترین تنها گوشه ای از شخصیت بلورینشه.به راحتی و با اختلاف زیادی عنوان پرحاشیه ترین  رو کسب کرد.این یک مورد رو دست خودش نیست و اونم لقب سن پایین ترینه که واقعا برازندشه.با این که از بچه های شاهیه اما جالبه بدونید من اصلا اون رو نمی شناختم.در جمع پرحرف ترین ها هم قرار گرفت.حضورش به عنوان بدشانس ترین شاید به خاطر اخراج های مکررش از کلاس و یا عوامل جانبی دیگه بود...ضمن این که در پست قبلیش یه سری حرفای دلش رو از قول ما گذاشت و یه جورایی از دیگران مایه گذاشت همچنین با توجه به علاقه و ارادت خاصش به پاساژ شهریار به راحتی تونست خوش لباس ترین هم بشهپایه ترین از دیگر عناوینیه که به حق به ساسی عزیز داده شد.

علی تقی پور:چه طور ممکنه این پسر جایی باشه و عنوان با معرفت ترین و فداکارترین رو شخص دیگه ای به دست بیاره!!!از اعضای گروه دامول و از طرفداران دو آتیشه منچستر که فصل پیش همراه ساسی بارها جلو خودم ضایع شدنریز میبینمت.مثبت ترین و با معرفت ترین و فداکارترین  بودنش زبانزد خاص و عامه.علاقه ی خاصی به خواب صبحگاهی داره.از شاهکار هاش خوابیدن تو ردیف اول و جلو چشم استاده..به همراه حسین صادقی و داوود ترنگ بارها از طرف استاد برای شستن دست و صورت از کلاس بیرون فرستاده شدند.اما بزرگترین شاهکارش تغییر قیافه تو حضور و غیاب کلاس تاریخ امامت بود که استعداد هنری خودش رو در زمینه ی گریم و بازیگری به رخ دیگران کشید.

عارفه حاجیان:همیشه با جزوه٬همیشه در فکر جزوه٬.......از جهادگران راه تشکیل گروه جزوه بوده و هست.لقب منطقی ترین و خوش اخلاق ترین رو در ترین های قبلی کسب کرد.از نکات جالب توجه انتخابش به عنوان با نفوذترین بود.در رقابتی سخت و معنادرا با مهدیس باقریان تونست با نفوذترین بشهsmsبازترین هم از افتخارات ایشون محسوب میشه

محمد حبیب نژاد:ملقب به امپراتور گوموا!!! عجیب و غریب ترین القاب در ترین ها به اون داده شده.misscall بازترین شد.نمیدونم چرا بهش لقب احمدی نژادی ترین داده شد...به راحتی عنوان پرحرف ترین رو کسب کرد.و جالبه در اتفاقی عجیب به عنوان همیشگی ترین انتخاب شد.از القاب دیگرش آق بنفشه هستش که اولین بار به علل نامعلوم توسط استاد برقی بهش گفته شد.مرموز ترین عنوانیه که واقعا برازنده ی این مرد خطه ی نوره.مسلط به ۶ زبون زنده ی دنیاست و با عمران کاظمی بهداشتکار محبوب کلاسمون به راحتی محلی می حرفهدر رقابت با حسین صادقی نتونست برنده بشه و عنوان بی خیال ترین رو به حسین واگذار کرد. "چرا عنوان سن بالاترین را کسب کردم" اسم کتاب جدید محمد حبیب نژاده  که قراره به زودی از انتشارات زدبازی نور منتشر بشه.

این پست ادامه دارد..........


مرغ همسایه غازه؟؟؟!!!

سلام

بی معطلی میریم سر اصل مطلب٬یکی از مهمترین تغییراتی که توی وضعیت رشته های دانشگاهی امسال پدید اومده ٬به وجود اومدن رشته ی دندونپزشکی ساری از نیمسال دومه و باخبر شدیم که این دانشگاه قراره از ورودی بهمن تعداد ۲۰ نفر دانشجوی رشته ی دندانپزشکی بپذیره. 

با این حساب الان دوره ی ۳ماهه ی اول بارداری این دانشگاه هم تموم شده و  تا ۶ ماه دیگه دانشگاه ساری سومین فرزندش رو هم در آغوش میگیره و با این وضعیت میتونه احساس لطیف مادر بودن رو حس کنه.از اونجایی که این دانشگاه با صرف امکانات و هزینه ی گزاف در حال شاخ شدنه و کک مسئولین دانشگاه ما هم از این قضیه نگزیده بنده به عنوان یک دانشجو  شدیدا احساس خطر کردم!!!

اینکه رتبه ی علوم پایه ی پزشکی این دانشگاه برای اولین بار در تاریخ بشر نسبت به دانشگاه بابل بهتر شده٬اینکه امکانات خیلی بهتری نسبت به ما دارن٬اینکه در اونجا به مسائل پیش پا افتاده ای مثل نوع پوشش دانشجوها گیر نمیدن٬اینکه بودجه های دانشگاهشون رو صرف ساخت بیت المقدس نمیکنن.

وضعیت دانشجوها هم اونجا طوریه که اثری از وبلاگ های دانشجویی بین اونها دیده نمیشه و به جاش چت در میون اونها از رونق فراوانی برخورداره!!

بدتر از همه داوطلبان کنکور امسال بودن که بین پزشکی بابل و ساری بدون تردید پزشکی ساری رو انتخاب می کردن و واسه خودشون دلایل متعددی داشتن!!!از قبیل اینکه ساری به آستین کوتاه گیر نمیدن٬ساری امکاناتش بهتره٬سقف دانشگاه بابل حلبیه!!!میگن استادای بابل محلی حرف میزنن!!!دانشگاه بابل ۱ طبقه هستش و ........چرا در گنجه بازه و چرا دم خر درازه!!

به هر حال به نظر میرسه نقطه ی قوت دانشگاه ما نسبت به ساری در حال حاضر دانشکده ی دندانپزشکی باشه که اون هم با این وضعیت تا چند سال دیگه مثل پزشکی از ساری عقب میفته!!!

تاریخچه و آماری کوتاه از دانشگاه ساری:

دانشگاه ساری در سال ۵۴ فقط یه آموزشگاه عالی مامایی بوده و در سال ۶۷ به دانشکده پرستاری مامایی نسیبه ساری ارتقا یافت!!(درست زمانی که دانشگاه ما در اوج شکوه و عظمت خودش بود!!!)

افتتاح دانشکده پزشکی این دانشگاه هم در همین سال ۶۷ بوده در حالی که بابلی ها ۳ سال زودتر روبان دانشکده ی پزشکیشون رو با قیچی بریدن!!!

تعداد دانشجویان فعلی این دانشگاه ۲۸۲۷نفره که قراره تا ۶ ماه دیگه به ۲۸۴۷ نفر برسه!!!تعداد اعضای هیئت علمی این دانشگاه هم ۱۰ تا از بابل بیشتره و در نتیجه از توان علمی بیشتری برخورداره.

و در آخر هم دوباره احساس خطر خود رو از شاخ شدن این دانشگاه اعلام می کنم!!حالا وافعا مرغ همسایه غازه؟؟؟

برای دیدن عکس هایی از دانشگاه علوم پزشکی ساری به ادامه ی مطلب برید و خودتون مقایسه کنید 

 


         ترین ها این هفته در وبلاگ

انتخاب رشته

سلام

بالاخره نتایج اولیه ی کنکور۸۸ هم اومد و سال پایینی ها مشغول انتخاب رشته هستن.همون جور که در جریان هستین درصد بومی گرایی در کنکور ٬۸۸  ۲۰٪  کاهش پیدا کرده و تغییرات دیگه ای هم در نوع پذیرش و سهمیه ها به وجود اومده و حتی چند رشته ی جدید هم به رشته های دانشگاهی اضافه شده.ما اینجا با ذکر چند نمونه انتخاب رشته شما رو نسبت به این تغییرات آگاه می کنیم.

این فرم انتخاب رشته ی یک داوطلب کنکوره که از سایت سازمان سنجش سرقت شده!!!به نظرتون فرد مذکور در چه رشته ای قبول میشه؟؟؟؟

۱ـ پزشکی تهران  ۲ـ پزشکی شهید بهشتی  ۳ـ انتقال آمار بابل(۱۰۰٪ سهمیه ی پذیرش دختر دارد)شایان ذکر است کلاس های این رشته در دانشکده ی پزشکی برگزار می شود

  ۴ـ مهندسی وبلاگ قائم شهر 

 ۵ـ دندانپزشکی ایران!!!  ۶ـ فناوری اطلاعات و انتقال اس ام اس گرگان شاخه ی ساری گرایش آمل(این رشته ۱۰۰٪ بومی سازی صورت می کیرد)      ۷ـ از آمل تعریف کنی آمل         

 ۸ـ مدیریت موقت گروه جزوه ی گرگان(کاردانی به کارشناسی ناپیوسته)

۹ـ آموزش مادر سلامی بابل(۱۰۰٪ پذیرش دختر بوده و داوطلبان در شرایط سخت و تحت آموزش های کامل نظامی جاسوسی قرار می گیرند)

۱۰ـ جیرجیرک شناسی بابل

۱۱ـ آموزش آشپزی نور آباد ممسنی(بازار کار آن محدود به سلف دانشگاه بابل است٬فارع التحصیلان باید حتما دارای سبیل بوده و واحدهایی مثل آموزش تخصصی کار با دیگ های بزرگ و واحد گند آوردن غذاها را بگذرانند)

۱۲ـ ویرایش نظر اردبیل  ۱۳ـ مهندسی windows وبلاگ اردبیل گرایش در و پنجره سازی  ۱۴ـ آموزش کارگری(شاخه ی بیت المقدس سازی بابل)  شایان ذکر است پس از پایان دوره ی فوق تخصصی این رشته فرد فارغ التحصیل به حمالی برای ساخت مسجد مشغول می شود.

۱۵ـمهندسی باغبانی و جنگلداری و فضای سبز وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بابل

۱۶ـ الهیات و فقه اسلامی و گفت و گو با روحانیون   آستارا    ۱۷ـ شب تا صبح٬صبح تا شب درس خوانی تبریز     ۱۸- مهندسی چرتکه های کامپیوتر نما(در پایان این دوره ی مادر تخصصی٬فرد  در سایت دانشگاه بابل مشغول کار میشود)  

۱۹-مهندسی مکانیک تیلر  ۲۰- گفتار درمانی نظرات وبلاگ(مخصوص رتبه های زیر ۳۰۰ کنکور سراسری می باشد)      ۲۱-  مدیریت دانلود رشت  ۲۲- میکانیکی دانشگاه بابل

۲۳- نورو آناتومی بساب ولز!!!   ۲۴-  فیزیولوژی تهران!!(فرد مذکور پس از فارغ التحصیل شدن استاد دانشگاه شده و دارای چشمان عسلی!!! و دست های کاسه ای هنگام تدریس میباشد!!!)  

................................

................................

................................

۹۲ـ زد بازی سازی نور(مهراد هیدن ٬ سهراب ام جی ٬ سامان ویلسون ٬ سیجل٬ علیرضا جی جی )

۹۳- ناپلئونی واحد پاس کنی نکا(نیمه حضوری)

۹۴ـ چرت زنی در کلاس بهشهر

۹۵- جزوه نویسی ساری گرایش آمل

96- نگهداری از سالمندان نور

۹۷-طراحی مدل مو و لباس قائم شهر گرایشD &G ٬ louis vuitton , diesel

۹۸- نظر جعلی دهی قائم شهر

۹۹- آموزش خنثی سازی بمب بابل  

۱۰۰- خس و خاشاک سازی قائم شهر

عکس های محل تحصیل ما

سلام

تو این پست خیلی از حرف هایی که می گفتم رو به صورت تصویری به شما نشون میدم...عکس هایی که میبینید تنها گوشه هایی از محل تحصیل و کسب علم ماست.قراره ما رو چند سال دیگه و بعد از خارج شدن از این محل٬دکتر صدا بزنن.در واقع این عکس هایی از همون سالادیه که چندوقت پیش با هم در بخش آموزش آشپزی درست کردیم!!!لطفا بعد از دیدن این عکس ها یک عدد فاتحه برای تمامی سخت کوشان راه تحصیل علم و دانش نثار کنین.

 

b7eyevecnvtpa0ypgh.jpg0xxua2vphduc9e1vmff.jpgz0jqrourxw6w7tys28od.jpg

 

 

qr9jtoja66n0lw7w2vh.jpgqkpyt0hibu4v5gbs7wx1.jpgcz2ri2mf0fzlgzohdw53.jpg

 

xsuzh2v9cqnctqaolcxp.jpg07zrcm51fpb14j8f4x.jpg

 

 

 

سریال آیا می دانید(قسمت دهم)

سلام

با بسته ی جدید  آیا می دانید اومدم.درکم کنین.آخه دانشگاه تعطیله و مطالب هم محدوده!!خلاصه امیدوارم بخونید و حضش رو ببرید!!!

آیا می دانید در اولین جلسه ی کار با جسد در ترم اول ۹۰٪ دخترای کلاس با وسایل و ترفند های مختلف از غش و ضعف کردن٬سکته کردن٬بو کردن و دست زدن و نگاه کردن به تیمورخان(جسد دانشگاه) خودداری می کردند.

آیا می دانید مرحوم مغیثی٬بهداشتکار فقید کلاس٬بعد از فوت نابهنگام خود٬بدون دادن امتحان و یا ارائه ی تحقیق نیم نمره در درس ژنتیک دریافت کرد.جالبه روی برد دانشکده هم نوشته شده.. ایشون مصداق بارز حضور داره ولی ظهور نداره هستن.به هر حال معلوم شد از راه های غیبی هم میشه نمره  گرفت. روحش شاد و یادش گرامی باد

آیا می دانید یکی از دانشجویان به جای تحقیق قارچ شناسی CD اّهنگ به استاد تحویل داده که این امر موجبات خشم و غضب استاد را فراهم آورده است.

آیا می دانید یکی از دختران کلاس بر خلاف ظاهر خود در دانشگاه٬با حجاب کامل اسلامی و با چادر در شهر بابل دیده شده است!!!خاطر نشان می کنم این اتفاق سبب روده بر شدن شاهدان عینی شد.

آیا می دانید زمین چمن دانشگاه به یکی از مدرسه های فوتبال بابل اجاره داده شده و به همین مناسبت!!بچه های قد و نیم قد با شرت ورزشی و بی شرت ورزشی و.... در دانشگاه دیده می شوند.

آیا می دانید اخیرا دعوای شدید بین دو کارگر بیت المقدس با وساطت و میانجیگری حراست دانشگاه ختم بخیر شد.

آیا می دانید هفته ی قبل لاستیک اتومبیل یکی از اساتید در دانشگاه پنچر شده و وی قادر به پنچر گیری از اتومبیل خود نبوده است!!

 آیا می دانید تعداد زیادی از دانشجویان ورودی ۸۷(علی رغم داشتن رتبه ی درپیت در کنکور) سال گذشته در اجتماعات معترضان به سازمان سنجش در تهران حضور داشتند.

آیا می دانید ۶۷٪ دانشجویان پسر سال بالایی قبل از امتحانات ترم و برای کاهش اضطراب در دستشویی مشغول استعمال دخانیات رویت شده اند.گلاب به روتون اینقدر جا کم بود که ۲تا ۲تا یا ۳ تا ۳تا تو یه توالت دیده می شدند!!!

آیا می دانید موهای یکی از دانشجویان کلاس در فاصله ی بین ترم ۱و ۲ به طرز مرموزی سفید شده بود!!!

آیا می دانید چند هفته قبل یکی از همکلاسی ها با اشتیاق فراوان به مصاحبه با یکی از رسانه های بیگانه تن داد.از فاش کردن نامشون جدا معذوریم.

 

 

آموزش آشپزی!!!!!

سلام

امروز با آموزش آشپزی اومدم و میخوام طرز تهیه ی یه غذای خوشمزه رو بهتون یاد بدم.آشپزی یک هنره که هم واسه پسرا و هم واسه دخترا یاد گرفتنش ضروریه!!!چون میدونم تا حالا به خودتون زحمت درست کردن یه نیمرو رو هم ندادین٬برای شروع پیشبندهاتون رو ببندین!!اسم این آشپزخونه ای که من توش وایستادم ایرانه!!!  امروز میخوام با کمک ۲ تا از دوستانم به نام های دولت و سازمان سنجش٬طرز تهیه ی یه سالاد خوشمزه رو به شما آموزش بدم.البته نباید نقش شورای انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی رو هم در پخت این غذای خوشمزه نادیده گرفت.

اسم این سالاد خوشمزه٬سالاد دانشگاه بابله و بعد از شامی بابلی٬دومین غذای مشهور و سنتی این شهر محسوب میشه.

مواد لازم برای تهیه ی سالاد دانشگاه بابل:

جنگل(حداقل ۵٬۴ هکتار)٬اره موتوری برای رنده کردن جنگل های اضافی٬کاخ های مخروبه دوره ی طاغوت(۳عدد)٬یه عده کارمند و استاد بی خاصیت(به مقدار لازم)٬دانشجوهای با انگیزه و بدون سهمیه(دو پیمانه)٬تجهیزات و امکانات مجهز(به مقدار دلخواه)٬عصاره ی مادرسلام گانیلابلانکا(چهل پنجاه عدد)٬آبکش حراست برای الک کردن دانشجوها!!٬باغبون و تیلر و قورباغه و جیرجیرک رو هم دوستان کدبانو میتونن به دلخواه خودشون اضافه کنن

طرز تهیه ی سالاد دانشگاه علوم پزشکی بابل:

ابتدا یه چند هکتار جنگل رو توی زمین میکاریم!!حالا  با اره موتوری یه مقدار از جنگل ها رو میبریم!! حالا کاخ های دوره ی طاغوت رو برای مدت ۴۰٬۳۰ سال توی جنگل میخوابونیم تا خوب با هم مخلوط بشن!!

استادا و کارمندای درجه ۱ و تر و تازه رو که دیروز از جمعه بازار خریدیم(حتما باید از جمعه بازار بخرین چون تعطیلن)با همدیگه توی ظرف میریزیم و میزاریم تا خوب هم بیاد!!

در مرحله بعد با آبکش حراست٬دانشجوها رو الک میکنیم!!دقت کنین دهن دانشجوها باید قبلا توی کنکور ....شده باشه و از آبکش سازمان سنجش گذشته باشن.اما یه مقدار اسیر و جانباز و مفقود الاثر ۸سال دفاع مقدس داشتیم که با یه سری افراد هیئت علمی تو فریزر گذاشته بودیم!!اونا رو از فریزر در میاریم و بچه هاشون رو به مقدار زیاد با دانشجوها قاطی میکنیم.حالا با وردنه خوب با سرنوشت داوطلبان کنکور بازی میکنیمپودر بومی گرایی رو به این مخلوط اضافه میکنیم.این پودر رو از فروشگاه های شورای انقلاب فرهنگی و دولت باید خریداری کنین.

 در مرحله ی بعد تجهیزات فوق مدرن مثل میکروسکوپ متعلق به کارل لینه!!و لام های جدید و عالی و کلاس های با آخرین امکانات رو با هم اضافه میکنیم و خوب سالاد رو تو این مرحله هم میزنیمدیگه تقریبا سالادمون آماده شده.

برای تهیه ی سس سالاد از عصاره ی مادر سلام و حراست  گانیلابلانکا استفاده میکنیم.این عصاره این خاصیت رو داره که باعث میشه تا دانشجوهای پسر و دختر توی سالاد زیاد آزاد نباشن و باعث خوشمزه تر شدن سالاد میشه!!یه مقدار ماست هم برای ماست مالی کل سالاد اضافه میکنیم!!!

کدبانوها و کد آقاهای عزیز سالاد ما دیگه تقریبا آماده شده.حالا اونجوری که دوست دارین میتونین روی سالاد رو با باغبون و تیلر و تراکتور و مسجد و.....تزیین کنین تا خوشمزه تر به نظر بیاد.اگر تابستون این غذا رو درست میکنین میتونین بهش جیرجیرک اضافه کنین تا وقتی زیر زبون میگیرین صدای جیرجیرک بده!!!اگر هم که توی زمستون درست میکنین میتونین بهش یه مقدار قورباغه اضافه کنین!!!

امیدوارم این غذای آسون و خوشمزه رو توی خونه درست کنین و از خوردنش لذت ببرین.تا برنامه ی بعد و آموزش یه غذای خوشمزه ی دیگه به امید دیدار!!خدا نگهدار

 

جزئیات بیش تر از بمب گذاری در دانشگاه در ادامه مطلب!!!

 

ادامه نوشته

فیتیله,دانشگاه تعطیله

از تاکسی پیاده شدم.یه روز گرم و تابستونی و بعد از تموم شدن امتحانات وارد دانشگاه میشم...خمیازه ی سربازان گمنام امام زمان که همیشه جلوی در دانشگاه نشستن نشون میده که رفت و آمد و سوژه برای گیر دادن کم شده...

خستگی گردش دیروز با ساسی و کیارش و میلاد و سروش هنوز تو تنمه.غرق دریای افکار و دنیای اوهام خودم هستم و داشتم درباره ی درگیری چند روز پیش دنت و پزشکی که به خاطر یه عطسه ی من ایجاد شده بود فکر میکردم...اگه میدونستم یه عطسه باعث سیل نظر میشه یه سرفه هم همراش میکردم!! از فکر به این مساله لبخندی بر لبانم نقش بست.آخه جاتون خالی شبی که دوستان در حال دعوا با هم بودن بنده در حال عیش و نوش در مجلس عروسی بودم.

به هر حال با صدای آواز جیرجیرک ها در زیر سه تیغ آفتاب بیرحم بابل در حال قدم زدن بودم که ناگهان با صدایی ناآشنا از دنیای افکارم خارج شدم.شخصی که خودش رو علی و اهل آمل و دانشجوی ساکن اوکراین معرفی کرد بعد از صدا زدن من به صورت اتفاقی از من در مورد دانشگاه سوالاتی کرد...از قضا قصد انتقالی به دانشکده ی دندانپزشکی رو هم داشت...هرچی من از دانشگاه تعریف های ناجور میکردم و همه چی رو بد نشون میدادم اون یه حرفی میزد و تو دلش به خودش امید میداد که نه!!!اینجا اونجوری هم که این پسره میگه نیست!!!مادر سلام چیه!!!حراست کیه!!!

بعد از ۱۰ دقیقه صحبت با این مهمان ناخونده وارد love street شدم.خلوت بود.حتی کک هم پر نمیزد...در کوچه ی شهید دخانی که از کوچه های معروف love streeteبه صحنه ای برخوردم که تا حالا ندیده بودم...بله!!!دو عدد قلیون مشتی و چاق و چله توسط دو دانشجوی سال بالایی از صندوق عقب یک پراید خارج شده و با شور و هلهله ای وصف ناپذیر به پشت انبوه درخت ها برده میشه تا لوله هاش بر لبان ۷ دانشجوی حاضر در اون جمع بوسه بزنهبه فاصله ی ۱۰ متری از اون جمع عجیب یک مادر سلام با حالت مظلومانه ای در حال نزدیک شدنه..۷شنبه بازار مادر سلام ها هم کساده...چشماش که معلوم نبود!!!اما از تو دماغش میشد خوند که اونم عین بچه های حراست از خلوتی و سکوت دانشگاه ناراحته و دلگیره! انگار با زبون بی زبونی داره به دخترها التماس میکنه که توروخدا یه سر به دانشگاه بزنین...میخوام یه کم گیر بدم

بی هدف راه میرفتم...تا حالا اونقدر دانشگاه رو ساکت و خلوت ندیده بودم.سکوت love street رو گاهی صدای رکاب زدن دوچرخه ی مستخدمین و باغبون های دانشگاه و گاهی هم صدای جیرجیرک ها میشکوند.برگشتم و تصمیم گرفتم وارد سایت بشم.قبل از ورود به سایت به سمت چپ نگاهی انداختم..در افق شرقی و در حالی که آفتاب سوزان خودش رو به بالاترین قسمت های آسمون میرسوند قبه و گنبد قیر اندود و سیمانی بیت المقدس داشت حموم آفتاب میگرفت.عامل عدم بارداری و مادر نشدن دانشگامون همین مسجد بود!!!آخه جای دانشکده ی داروسازی این مسجد رو ساختن!!

وارد سایت شدم..مسئول سایت دانشگاه هم از خلوتی و بی در و پیکر بودن دانشگاه کمال سوء استفاده رو کرده و داشت به دلبند ۵ سالش کامپیوتر یاد میداد...به به....در گوشه ای از سایت ساسی و چند تا از همکلاسیامون همچون ماری سمی با فرو کردن نیش فلش هاشون به بدن بی جان کامپیوترهای دانشگاه مثل آهویی گریزپا مشغول دانلود انواع موزیک های عربی ترکی بندری رپ و .... هستن.بگذریم...تصمیم گرفتم برای گرفتن چند نمره به دانشکده ی پزشکی برم.

در راه دانشکده بودم که پارچه نوشته ای بزرگ که حاکی از سفر حج عمره ی یکی از مسئولین دانشگاه بود.جاهای دیگه قسمت دانشجوها میشه...اینجا قسمت مسئولین.به هر حال وارد دانشکده پزشکی میشم.درب همه ی کلاس ها با غل و زنجیر و با وسواس خاصی بسته شده و گرد وغبار سکوت در راهروهای تاریک و نم گرفته ی دانشکده نشسته.توی این راهرویی که از سکوت و تاریکی به تونل وحشت شباهت داشت و نزدیک بود ترس بر من هم غلبه کنهانعکاس نوری که از سر کچل مستخدم زحمتکش بخش قارچ شناسی به چشمانم رسید کورسوی امیدی در دلم روشن کرد!!!بیچاره با چه عشق و علاقه ای با تی داشت کف زمین رو میشست.وقتی صاف ایستاد و تی رو هم کنار خودش گرفت دیدم قد تی از قد خودش بلندتره!!

در اتاق استاد ......رو زدم(شرمنده نمیتونم اسم استاد رو بگم)تا وضع نمرات رو جویا بشم!!!چی میشنوم!!!صدای کفش عوض کردن و شلوار پوشیدن استاد از داخل اتاق میاد!!استاد بعد از ۳۰ ثانیه در رو باز میکنه و فشار باد سرد کولر موقع باز کردن در من رو ۱متری به عقب میرونه!!آخه یه اتاق ۳در ۴ کولر ۴۸۰۰۰ میخواد چیکار!!وارد اتاق استاد میشم...با دقت در کامپیوتر استاد متوجه میشم که کامپیوتر استاد روشن بوده و داشت از اینترنت فیلم استغفرالله نگاه میکردنعوذ بالله!!!!تنها کاری هم که این اساتید انجام نمیدن تصحیح به موقع اوراق امتحانی و دعوت دانشجویان به تحقیق و پژوهشه.

در راهروی پزشکی و در اون تاریکی مردی با لبخندی ملیح و تلخ و با پیراهنی لیمویی و شلواری فراخ که بی شباهت به شلوار کردی نیست با گام هایی بلند با کوله پشتی شلنگ زنان به همراه تعدادی از بچه های پزشکی۸۶ به سمت من میان...در ۲ متری خودم میفهمم استاد محبوبم!!استاد ژنتیکه.پزشکی های ۸۶ دور استاد حلقه زده و با سخنان شیرین قصد پاچه خواری استاد رو دارن.بسیار خنده شد.استاد نیز بر اریکه قدرت نشسته و با لبخندی حال به هم زن که همه رو به یاد استاد فارسی میندازه بر افتادن اون افراد در درس ژنتیک تاکید داره!!!

نمیخوام طولش بدم...به دانشکده و کلاس خودمون هم سری زدم که دیگه از گفتنش خودداری میکنم.بانگ اذان از نماز خونه  به گوش میرسه و تنها استاد سلطان پوره که با شتابی باورنکردنی به سمت عبادت اول وقتش میره!!!شنیدن این صدا من رو هم به سمت خونه روانه میکنه.حالا یه استامینوفن بخورین که سرتون رو درد آوردم.


 comming soon!!!:mashin zaman2

 

آیا می دانید 9

سلام

اومدن تابستون و گذشتن از جهنمی به نام امتحانات رو به همه ی دوستان عزیزم تبریک و شادباش عرض می کنم!!و بالاخره با قسمت نهم از سریال آیا می دانید اومدم!!

این شما و این هم اولین پست پرانرژی تابستونی من

آیا می دانید وبلاگ های دندانپزشکی مشهد و دندانپزشکی اصفهان و پزشکی بابل و چند تا وبلاگ دیگه که احتمالا ما ازش خبر نداریم از بخش ترین ها در وبلاگ خود بهره برده اند.ما هم در همه ی این موارد بعد از قرارگیری این پست ها تو وبلاگشون تازه خبردار شدیم.

آیا می دانید به گفته ی متصدی آزمایشگاه قارچ شناسی تمامی میز های این آزمایشگاه آغشته به مدفوع  حیوانات آزمایشگاهی بوده و از آن ها به عنوان میز آزمایش مدفوع یاد می شود.جالب اینکه تمامی دانشجویان بدون اطلاع از این مورد از این میزها به عنوان محل نشستن٬میز غذاخوری و ....استفاده می کردند.

آیا می دانید رژیم های غذایی عجیبی مثل خاک خواری و صابون خواری در میان دانشجویان گزارش شده است.

آیا می دانید در راستای اصلاح الگوی مصرف روزانه ۳۰۰۰۰۰ لیتر آب به چمن های اطراف دانشکده ی دندانپزشکی داده می شود که این مقدار آب موجب غرقاب شدن خاک این منطقه و سست شدن پی ساختمان دانشکده شده است.

آیا می دانید در روز آخر دانشگاه عده ای از دانشجویان ایل و تبار خود را هم به دانشگاه آوردند.

آیا می دانید در جدید ترین طرح ضد موج انتقادات دانشجویان قرار است تا دانشگاه و خوابگاه های دانشجویی قبل از تاریخ ۱۸تیر (سالروز ۱۸ تیر و حوادث کوی دانشگاه)بسته شود.

آیا می دانید بناها و کارگرهای سازنده ی بیت المقدس(مسجد در حال ساخت دانشگاه) در حین انجام کار به آهنگ های گوگوش و حمیرا و دیگر خوانندگان دوره ی طاغوت!!گوش می دهند.

آیا می دانید درخت توت یکی از پرطرفدارترین درخت های موجود در دانشگاه بوده و این درخت روزانه پذیرای موج عظیم علاقه مندان به این میوه ی بهشتی بود.

آیا می دانید یکی از بهداشتکاران عزیز کلاس ما مدتی است به علت ابتلا به سرطان در بیمارستان به سر می برد.امیدوارم با دعاهای شما و تلاش های بی دریغ پزشکان حاذق بابل٬سالم و سلامت هر چه سریع تر به آغوش گرم خانوادش برگرده.

آیا می دانید استاد ژنتیک برای اعلام نمره های کلاس ما مجبور است تا ۴۰۰ صفحه برگه ی امتحانی تصحیح کند.از قدیم گفتن هر کی خربزه می خوره پای لرزشم میشینه

آیا می دانید مشکلات اخیر شبکه ی اینترنت و ایمیل و یاهو مسنجر و ایرانسل و.... سبب سکته ی استاد ژنتیک شده استآخه جون استاد به ایمیل ها و اون سیم کارت ایرانسلش بسته هستش

آیا می دانید در طول امتحانات ترم دوم چندین نفر از دانشجویان به علت آنچه از سوی آموزش تقلب گفته شده٬صورت جلسه شده اندحالا کسی میدونه این صورت جلسه چی هست اصلا؟؟

آیا می دانید یکی از اساتید که این شکلی هم هست هر روز مسیر love street را بی دلیل٬چندین بار طی می کند.ضمنا وسط دعاهاتون برای سلامتی بهداشتکار کلاسمون برای سلامتی روحی این استادمون هم دعا کنین.

پس التماس دعا

وصیت به سال پایینی

سلام

فکر کنم حدود ۹ ماه پرحادثه از ورودمون به دانشگاه میگذره!!و ما اونقدر با تجربه شدیم که بتونیم ورودی های ۸۸ رو که در واقع اولین سال پایینی های ما هستن٬نصیحت کنیم و تجارب گرانبهای خودمون رو بهشون انتقال بدیم!!!البته الان اون بیچاره ها دارن واسه کنکور درس میخونن اما به هر حال ما از همین الان واسه ۳ ماه دیگه وصیتمون رو می نویسیم!!

بسم الرب الدانشجو

اللهم عجل لولیک الفرج و عافیت و النصر و.............مستشهدین بین یدیه

سال پایینی عزیزم!!!سلام

الان که داری این وصیت نامه رو به عنوان نصیحتی از بزرگترت می خونی فکر کنم یکی از روزهای پاییز ۸۸ باشه و تو تازه وارد ترم یک شدی!!!چند نکته هست که تو باید بدونی!!!

۱ـ اول فکر کنکورت باش!!!شب زود بخواب تا صبح شاداب و بانشاط از خواب پاشی و مداد و پاک کن و کارت ملی هم یادت نره سر جلسه ببری.سعی کن سر جلسه٬کنار دوستات نشینی.چون بعدا یه سری کوردلان از همه جا بی خبر بهت تهمت تقلب میزنن که البته این افراد چیزی جز خس و خاشاک نیستن.در ضمن کنکور عین فوتباله.یه برنده و یه بازنده داره.اگه سازمان سنجش هوس کرد بومی گرایی رو ۱۰۰۰۰٪ افزایش بده یا درصدهات رو کم و  زیاد کنه ناراحت نشو و شکست رو قبول کن!!

۲-دوما تا اونجا که میتونی از نوشتن نام دندونپزشکی یا پزشکی بابل در برگه ی انتخاب رشته ی خودت خودداری کن.نپرس چرا!!!من یه چیزی میدونم دیگه!!

۳- خاک بر سرت.من که گفتم دانشگاه بابل رو تو برگت ننویس.حالا که نوشتی پس دیگه کاریش نمیشه کرد.

۴- همون موقع ثبت نام سعی کن با محیط این پارک جنگلی اخت پیدا کنی.اینجا قوانین خاص خودش رو داره!!اگه نتونی به موقع خودت رو با اینجا وفق بدی٬ممکنه با دیدن موش ها و داروگ های اینجا هم دچار شوک آنافیلاکتیک بشی!!چه برسه به دیدن مادر سلام که ممکنه واسه اولین بار باعث کما بشه.اما کم کم دیدن این چیزا واست عادی میشه.

۵-تا اونجا که میتونی ارتباطت رو با دوستای قدیمیت که به دانشگاه های تهران و مشهد و اصفهان و مع الذلک رفتن!قطع کن.آخه اون ها وقتی از دانشگاه ها و محیط تحصیلیشون حرف میزنن در مقابل اون ها به پوچی و نهلیسم کامل میرسی و  از هرچی دانشگاه بابله بدت میاد

۶-مبادا وبلاگ بزنی!آخه مثل ما مجبور میشی وسط امتحانات هم هر روز وقتت رو براش بذاری.

۷ـ مبادا سر جلسه ی امتحان ها توی دانشگاه زود بلند بشی.حتی اگه هیچی هم بلد نباشی و به همین خاطر زود از جات پاشی بازم متهم به خرخونی میشی.

۸-مبادا بذاری استاد اشرف پور درس فیزیولوژی و استاد سفیدگر درس قارچ شناسیتون رو تدریس کنن.آخه تو رو تا مرز سکته میبرن٬اولی با سوالای توهمش و دومی با ادا اطواراش

۹ـ مبادا سر کلاس استاد سلطان پور گوشیت روشن باشه!!!گوشیت رو هم تو کیفت نذار!!

۱۰- مبادا از جزوه های بچه های دندون ۸۷ استفاده کنی!از ۸۶ و ۸۵ ها جزوه بگیر!

۱۱- سعی کن چپ و راست power pointهای جورواجور واسه درس های مختلف بسازی و کنفرانس ارائه بدی!!!از آناتومی عملی تا اندیشه ی اسلامی کنفرانس بده.آخه استادای اینجا چشماشون به دهنشونه!!

۱۲- سعی کن با مسئول سلف که کارش ریختن غذا از دیگ جادوییه رفیق بشی تا بهش سفارش کنی جاهای  قابل خوردن غذاها رو واست بریزه.نمیتونم بیشتر توضیح بدم!خودت باید بخوری تا احساسش کنی

باشد که این نصیحت ها چراغ راهی به سوی آینده ای روشن برای تو سال پایینی باشد

اعجبنا و نعجب و سیستعجب من حالنا و اموزشنا و استادنا و دوله الکریمه.....مدت المدید فی البابل   

زیگورات  ۲۷/۳/۱۳۸۸هجری شمسی


جمله ی هفته:یادمه رو دیوار مهد کودکم هم با خط درشت نوشته شده بود:

                 میزان٬رای ملت است

ترین های 3(بدون تعارف) !

قبل از سلام!!!:روز مادر رو به همه ی مادران گذشته و حال و آینده تبریک عرض می کنیم!!

سلام

بالاخره با ترین های ۳ اومدیم.اول بگم انتخاب موارد از بین صدها مورد توسط ساسی و من صورت گرفته و سعی شده تا بی تعارف تر و متنوع تر و جالب تر از ۲ ترین قبلی باشه.امیدوارم مورد پسند واقع بشه.

۱ـ بانفوذترین

۲ـ سن بالاترین

۳- سن پایین ترین

۴ـ میر حسینی ترین!!

۵- احمدی نژادی ترین!!

۶ـ smsباز ترین

۷ـ miss call باز ترین!!

۸ـ دروغ گو ترین

۹ـ بد خط ترین

۱۰ـ خوش خط ترین

۱۱ـ پرحاشیه ترین


 زیگورات:اینجا همه چی خوب بود و هست و خواهد بود!!!

اصلا کی گفته ما تو دانشگاه مشکلی داریم؟؟؟

با وضعیت حال حاضر و طبق گزارش ها از دانشگاه های دیگه٬علاقه مندیم پروندمون عین کهکشان راه شیری ستاره بارون نشه.پس این قسمت برداشته شد.....

روزی روزگاری کلاس افتخار+دو خبر مهم

 سلام

در ادامه ی سفرهای استانی من و ساسی به اقصی نقاط دانشگاه این بار بنده سفری ۲ساعته به کلاس پزشکی ها داشتم و از نزدیک با اوضاع و احوال و مشکلات اونها آشنا شدم!!!کلاس جالبی بود و میشد تفاوت های فاحشی رو که با کلاس ما داشتن احساس کرد.از تعداد زیاد دانشجوهای کلاس گرفته تا ویدئو پروجکشن کمرنگ!!و دوتا سطل آشغال زرد رنگ همه جزو این تفاوت ها هستن!!

قبل از ورود به کلاس بوی عجیبی به مشامم خورد.از نظافتچی دانشکده پرسیدم این بوی چیه؟؟؟نظافتچی هم گفت من همیشه کف کلاس رو با سیترات افتخار و گاهی هم با افتخار کلریدریک می شورم.شاید بوی اون ها باشه.

به هر حال وارد کلاس شدم.کلاسی شلوغ و پر از همهمه!!به ته کلاس رفتم و یه سلام علیک گرم با دوستان خوابگاهی انجام دادم.بعد با تعارف همشهری و همکلاسی سابقم پیشش رفتم و شروع کردم به نوشتن هر نکته ی جالبی که می دیدم!!!

پزشکی ها اون ساعت بیوشیمی داشتن.قراره استاد حلال خور بیاد.اما استاد به خاطر جلسه با مسئولین وزارت بهداشت یه بهونه واسه دیر کردن پیدا کرده بود!!

توی نیم ساعتی که استاد دیر کرده و نیومده٬همهمه و رفت و آمد های بی دلیل و دست به دست کردن جزوه تنها چیزیه که میشه از کلاس گفت.بالاخره استاد حلال خور اومد.کت و شلوار سفیدی که پوشیده حاصل همون جلسه با مسئولین وزارت خونه هستش.برق شادی تو چشمای استاد هم به خاطر قبول شدن پسرش تو مرحله ی اول تیزهوشانه...شایدم به خاطر اینه که پست حساس و استراتژیک مدیر گروه بیوشیمی و بیوفیزیک رو به عهده گرفته....هنگام ورود استاد به کلاس سونامی شدیدی از تیکه های بی مزه از سوی دانشجوها روانه میشه.استاد ۱۰ دقیقه رو به پاسخ سوالات دانشجویانی که پیشخونی دارن اختصاص میده!!!جالبه که مبحث اون روز اونها از شیلو میکرون ها و دوستان بود!!!که ما همه ی این بیوشیمی رو توی یک ترم پاس فرمودیم و جیکمون هم در نیومد

استاد شروع به تدریس می کنه.بعد از ۱۵ دقیقه از شروع کلاس٬نگاهی به اطراف میندازم.تقریبا ته کلاس به طور کامل گوشی به دست٬دارن بازی pes2009موبایل رو که جدیدترین اپیدمی میون پسرهاست٬انجام میدن!!

وای خدا!!۷۰٪ کلاس سیخ نشسته و داره به درس بیوشیمی استاد حلال خور گوش میده!!!یه عده دارن آهنگ گوش میدن.یه عده که جناب بگوری شاعر هم جزو اون هاست در کما هستند و گاهی هم از خواب بلند میشن و دو کلام اظهار وجود می کنن و دوباره می خوابن(توضیح:بگوری شاعر همون فردیه که چندی پیش برای جلب توجه بیشتر و در بیاناتی کذب در شعرش از لغت سایه ی سیاه روابط بچه های دندون استفاده کرد!!)به هر حال ما که بخشیدیمش.

بگذریم...جناب ۳۶۰ داره یواشکی نگاه میکنه من دارم چی می نویسم توی این برگه!!!نگاه نکن.

حواسم پرت شد!!حدود ۳۰ دقیقه از درس استاد میگذره.استاد دیگه به نفس نفس افتاده و خسته شده.آخه میگن استاد عادت داره قبل از اومدن به کلاس یه کم بخوابه اما امروز فرصت این کار رو نداشته.

ساعت ۱۴:۴۵ یه دفعه استاد در اقدامی بی سابقه کلاس رو دور میزنه و میاد به ته کلاس تا یه سرکی هم به اونجا بزنه.همین کار استاد باعث بیدار شدن نصف کلاس از خواب میشه.

عین مسابقات فوتبال که صدای سوت تماشاگران قبل از صدای سوت داور به گوش میرسه٬صدای دانشجویانی که میگن استاد خسته نباشید هم از ۱۰ دقیقه قبل از پایان کلاس شروع شده.اما استاد راس ساعت ۱۵ سوت پایان بازی رو میزنه.دانشجوها هم از کلاس خارج میشن.و من هم در حالی که  دچار عطسه های مداوم شده بودم کلاس۰۱ رو ترک کردم.عطسه هام تا فردا ادامه داشت.بعد از مراجعه به پزشک متوجه شدم که عطسه هام به علت حساسیتم به افتخار کلریدریک بوده.همون جا نظافتچی رو لعن و نفرین کردم.

و در پایان به این نتیجه ی شخصی رسیدم....

من برای نشستن در این کلاس آفریده نشدم!!! اساتید و دانشجوها و اتفاقات کلاس خودمون واسه من جالب ترن!!!


خبر خوب و واسه بعضی ها بد:ترین های ۳  این هفته در وبلاگ قرار می گیرد.

خبر بد:طبق آخرین پیگیری ها با انتقال امتحانمون به تاریخ ۱۳تیر تا این لحظه موافقت نشده.جالبه که دلیل این کار هم تعطیل شدن خوابگاه ها از تاریخ ۱۰ تیر به بعد میدونن.به هر حال پیگیری ها ادامه داره.


یه خبر دیگه هم واسه تنوع و خنده بگم که آهنگ تبلیغاتی ساسی مانکن برای مهدی کروبی رو می تونید از سایت های متعدد دانلود کرده و لذت ببرید!!! البته فکر نمی کنم این قبیل کارها بتونه تاثیری در نتیجه ی نهایی انتخابات داشته باشه....بخشی از شعر این آهنگ:

دوست داریم از بس خوبی٬مهربونی محبوبی٬رای ما رای به شما٬وای وای مهدی کروبی!!!

انتخابات را دوست دارم..............!!!!

سلام

از خیلی وقت پیش می خواستم این پست رو بنویسم.و با دیدن مناظره ی جالب آقایان میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد انگیزه ام برای نوشتن این پست دو چندان شد.میخوام از زاویه ای دیگه ابعاد گوناگون انتخابات رو برای ما مردم روشن کنم.

من انتخابات را دوست دارم.چون خوف و ترس و خفقان معمول جامعه رو که دیگه داره عادت همیشگی ما میشه از بین می بره.انتخابات را دوست دارم٬چون مسئولین ما رو به یاد مشکلات جوانان و دانشجویان و اقشار پایین جامعه میندازه.چون پیاده رو های شهرم رو بعد از چند سال سنگ فرش می کنه و خیابون ها و ظاهر شهرم رو تمیز تر میکنه.انتخابات را دوست دارم٬چون وام چند صد هزار تومانی دانشجویان رو بعد از ۹ ماه واریز می کنه.چون آزادی بیان نسبی و ضمنی رو به مردم میده..هر چند این فضای به اصطلاح باز برای بیان حرف ها خصوصا در صدا و سیما چیزی جز یک حربه ی تبلیغاتی نیست.انتخابات را دوست دارم٬چون حقوق واریز نشده و عقب مانده ی پدر و مادرم رو واریز می کنه.چون فضای بسته و مرده ی دانشگاهم رو تا حدودی باز میکنه.انتخابات را دوست دارم٬چون باعث میشه دو کاندیدا در یک مناظره در روبروی دیدگان میلیون ها ایرانی این گونه بی پروا از رانت خواری ها و دزدی ها و سیاست های اشتباه یکدیگر سخن بگویند.بله.....انتخابات موجود عجیب و قدرتمندی است.انتخابات را دوست دارم چون میل ماندن یکی در قدرت و میل رسیدن دیگری به قدرت را نشان داده و همین میل باعث عبور کاندیداها از خطر قرمز در مناظره میشه و البته مردم ما رو به وضعیت روسای حکومتشون آگاه تر میکنه.انتخابات را دوست دارم چون وعده های 70000تومان در ماه و زندگی مرفه و حل مشکلات بیکاری و تورم و گرانی و...رو به مردم میده.چون....................

و من انتخابات را دوست دارم


اما دوستان برنده ی مناظره ی ۱۳ خرداد از نظر شما چه کسی بود؟؟؟

میر حسین موسوی یا محمود احمدی نژاد؟؟؟؟؟

کابوس های دانشگاه

سلام

قطعا هر کسی خواب های بد و کابوس میبینه.بی مقدمه توی این پست میریم تا ببینیم هر کسی توی دانشگاه چه کابوس هایی رو در خواب میبینه

استاد سلطان پور(درس نورو آناتومی):پاره ی تن استاد یعنی مولاژ medulla oblangata گم شده و علی رغم همه ی پی گیری ها این مولاژ هنوز پیدا نشده

استاد پور قاسم(درس آناتومی):دست استاد از مچ قطع شده و استاد دیگه نمی تونن مثل سابق بکوبن رو دستشون و بگن فلان استخوان یه بخش قدامی داره یه کنار خلفی داره و .........

استاد فارسی(درس جنین شناسی-توراکس سابق!!):از آموزش٬بخشنامه و دستورالعملی رسیده که طبق اون اساتید موظفند کل ۲ ساعت رو کامل تدریس کنن

استاد اشرف پور(درس فیزیولوژی):از آموزش٬بخشنامه و دستورالعملی رسیده که طبق اون اساتید موظفند به جای ۲ ساعت فقط یک ساعت تدریس کنن...از دیگر کابوس های استاد اینه که انتشار کتاب فیزیولوژی گایتون در کشور قطع بشه

استاد صابریان(فیزیولوژی عملی):واردات لام نئوبار از کشور آلمان متوقف بشه و فقط لام چینی موجود باشه.ضمنا دیدن خواب امتحان عملی فیزیولوژی باعث خنده ی استاد در خواب میشه 

استاد محجوب(درس بیوشیمی):شرکت تولیدی روپوش های سفید ورشکست شده.از دیگر کابوس های استاد میشه به گم شدن روپوششون و اومدن به کلاس بدون روپوش اشاره کرد

استاد شریفی(درس زبان):همه ی دانشجوها با صدای بلند و رسا به سوالات جواب میدن و استاد از گفتن aloud محرومن!!

استاد غفاری(درس تک یاخته):شکستن لام لیشمونیا(جگرگوشه ی استاد) و همچنین سقوط لیورپول به دسته ی پایین تر از جمله کابوس های استاد هستش.

استاد منفرد(درس بیوفیزیک):باطری لیزر استاد وسط کلاس تموم شده!!!چه کابوس تلخی

دانشجوی پزشکی:از اون جا که سخت ترین درس اون ها بیوشیمی عملی هستش از اینرو دیدن امتحان بیو شیمی عملی در خواب بدترین کابوس برای اون هاست.

مادر سلام:همه ی خانوم ها به نحو احسن حجابشون رو رعایت می کنن و دانشگاه هم چون دیگه نیازی به مادر سلام نداره در حال اخراج اون هاست!!

استاد رضایی(درس تاریخ امامت):ابوسفیان در جنگ کفار با مسلمانان کشته شد و دیگه معاویه و یزید هم به دنیا نیومدن!!به خاطر همین استاد دیگه کسی رو نداره که هر جلسه بشوره پهن کنه رو بند!!

 استاد رسول پور(بیوشیمی عملی):از کابوس های استاد میشه به این اشاره کرد که به علت بی دقتی هنگام کار با پیپت مقداری نمونه کار(به عنوان مثال آزمایش ادرار)وارد دهان مبارکشون شده...از رویاهای شیرین استاد٬خریداری یک دستگاه اسپکترو فوتو متری هستش.دیدن خواب شستن دست بعد از کار و ندادن نمره ی بالای ۱۸ به هیچ کدوم از دانشجوها از جمله ی افتخارات استاد در خواب هستش!!

استاد رودگری(درس ژنتیک):سایت های معتبر علمی فیلتر شدن و استاد امکان search و دسترسی به مقالات علمی رو ندارن

آموزش:خراب شدن سماور و نداشتن چای یکی از بدترین کابوس ها برای مسئولین زحمتکش آموزشه

مسئولین سلف:تموم شدن کافور اتفاقی ناگوار و کابوسی تلخ برای مسئولین سلف خواهد بود.چون در صورت نبودن کافور باید اون غذاها رو به جای شکم بچه ی مردم٬ساعت ۸شب بذارن دم در تا شهرداری جمع کنه.


 گفتم که گفته باشم!!!:این روزها بازار کنفرانس های کلاس ما داغ تر از همیشه هست که اوج اون رو در روز سه شنبه و در کنفرانس ژنتیک خواهیم دید....

تلسکوپ یا تیلیت؟؟!!!.........مسئله این است!!

سلام

برد شیرین یگانه قدرت فوتبال دنیا٬و قهرمانی بارسلونا را در لیگ قهرمانان اروپا به همه ی بارسایی ها تبریک و به همه ی منچستر و رئالی ها تسلیت عرض می کنم/نمایندگی مجاز بارسلونا در استان مازندران 


این روزها٬بازار نشریات جورواجور و رنگارنگ دانشجویی با شکل و سبک متفاوت گرمه

در این بین مهم ترین و پرطرفدارترین ها٬نشریات دانشجویی تلسکوپ و تیلیت هستند.تلسکوپ کودکی پرحاشیه که هر هفته و به صورت هفته نامه از شکم کانون شعر و ادب و با سردبیری محمد مبلغ الاسلام بیرون میاد.اما تیلیت نوزادی پر حرف و قرقرو هستش که انجمن اسلامی دانشگاه اون رو به سردبیری الیاس سنائی فر منتشر میکنه.

تلسکوپ: وقتی تلسکوپ رو ورق میزنیم در صفحه ی اول اشعار ستاره های درخشان عرصه ی شعر و ادب دانشگاه بابل رو میشه اونجا زیارت کرد.در صفحه ی دوم یک مطلب به اسم نبات همیشه ذهن من رو به خودش مشغول می کرد که نویسنده ی محترم این بخش چه شخص شخیصی هستش و اصلا با چه انگیزه ای این بخش رو راه انداخته!!خدا رو شکر در تلسکوپ چند هفته پیش این بخش برداشته شد و البته نکته ی تاسف بار اینه که در توضیح عدم قرارگیری این بخش گفته شد که به علت عدم جنبه ی دانشجویان این بخش برداشته شده.واقعا چه ضرورتی داره در نشریه ای که به تعداد زیاد(با تیراژ چندصد عدد بین دانشجو ها و اساتید)منتشر میشه از کفش پاشنه بلند و مدل مانتوی سه شنبه و چهارشنبه ی معشوقه ی نویسنده ی نبات با خبر بشیم.و اما یکی از نکات جالبی که در تلسکوپ دیدم تبلیغات اینترنتی در یکی از صفحات این نشریه بود که ترجیح میدم همچنان مهر سکوت بر دهانم باشهراستی چا داره ورود تلسکوپ به عرصه ی وبلاگ های دانشگاهی(هرچند هیچ ضرورتی نداشت)رو بهشون تبریک بگم.از نکات مثبت و از بخش های جالب این نشریه میشه به پرسشی که هر هفته مطرح میشه اشاره کرد که در این بخش دانشجویان زیادی نظرشون رو در این رابطه میگن.بخش های انتقادی تلسکوپ هم از بخش های خوب و ستودنی این نشریه هستش.راستی اگه تلسکوپی ها یه کم از خود راضی بودن و سانسور مطالبشون رو کم کنن٬میتونن به جایگاه بهتر و محبوب تری بین دانشجویان دست پیدا کنن.

تیلیت:نشریه ای کم سن و سال که فقط ۳ بار در این ترم چاپ شده٬ولی با این حال تونست جو رقابتی بین نشریات به وجود بیاره.از نظر نوشتاری خودمونی تر نوشته میشه و البته توی این نشریه هم آثاری از سندرم ازخود راضی بودن دیده میشه.کمی بی پرواتر از تلسکوپ نوشته میشه.البته شاید پشتشون به جایی گرمه.با نقاشی های عجیب و غریب هم منقش میشه!!نقشه ی هوایی از دانشگاه که از google earth تهیه کرده بودن و همین طور نقاشی روند تحولات دانشجوهای دختر و پسر٬همه رو تحت تاثیر قرار داد.کلا تیلیت تونست با کم ترین سروصدا توجه مخاطب های زیادی رو به خودش جلب کنه. 

به هر حال ظاهرا این دو نشریه در طول هفته های اخیر با هم درگیری لفظی پیدا کردن و کار درگیری دو نشریه به جایی رسید که میشه بازتاب این بزن بزن رو در نوشته هاشون هم دید...ما هم برای اینکه از این مشاجره ی خانوادگی نهایت استفاده رو بکنیم این سوال رو مطرح می کنیم.........

تلسکوپ یا تیلیت؟؟؟؟؟به نظر شما بهترین کدام است؟


راستی واریز غرور انگیز وام های دانشجویی را پس از ۹ ماه دوری٬به میهن عزیز خویش(حساب بانکی دانشجوها) تبریک عرض می کنیم

اپیدمی های جدید دانشگاهی

سلام

حتما همتون با واژه ی اپیدمی به معنای بیماری همه گیر و شایع آشنا هستید.از زمانی که وارد دانشگاه شدیم یه سری کارهایی به شکل اپیدمی در بین دانشجویان و اساتید واگیر شده که اینجا به چند نمونه از اون ها اشاره می کنمدر این قسمت به اپیدمی های دانشجویی اشاره می کنم.انشا الله بیماری های شایع بین استادا باشه بعدا

۱- احداث انواع و اقسام وبلاگ:این اپیدمی به شکلیه که هر کلاس و نهاد و مجموعه ای توی دانشگاه حداقل(توجه کنید حداقل!!)یه وبلاگ واسه خودش داره.میزان شیوع این اپیدمی به حدی است که بعضی کلاس ها دارای چندین وبلاگ هستن که البته این خودش نوعی جو رقابتی رو بین وبلاگ ها ایجاد می کنهآخرین نمونه های این بیماری در نشریه ی تلسکوپ و کمیته ی تحقیقات دانشجویی و شدیدترین حالت این بیماری در کلاس پزشکی ها دیده شده

۲- قرار دادن اشعار و عبارات ادبی در آخر جزوات:این اپیدمی اولین بار از نخستین جزوه ی ترم دوم شروع شده و به تدریج همه گیر شد.نوع بدخیم اون بعد از قرار گرفتن بعضی از این اشعار در وبلاگ شدت گرفت. میزان ذوق و شوق همکلاسی ها برای دیده شدن اشعارشون در وبلاگ به حدی بود که در آخر بعضی جزوات بیش تر از ۲۰ خط شعر می نوشتن.اما غافل از اینکه نویسندگان وبلاگ از نعمت دسترسی به جزوه ها محرومند و به خوندن رفرنس ها رو آوردنداز این رو از دوستان می خوام تا دیگه شعر ننویسن.چون نوشتن اشعار باعث افزایش صفحات جزوات میشه و این خودش بار مالی بیشتری رو روی دوش خودتون میاره.دیگه این که به دلایل نامعلوم هیچ کدوم از این اشعار از این به بعد در وبلاگ قرار نمی گیرن.

۳ـ قرار دادن رتبه کنکور به عنوان اسم شخص در وبلاگ:این اپیدمی که شیوع اون به شکلی غیر قابل کنترل همچنان در دانشگاه ادامه داره٬اولین بار در یکی از نویسندگان وبلاگ همسایه دیده شده و سپس کل دانشگاه را در بر گرفت و اکنون به نوعی مد تبدیل شده است.جدیدترین ورژن این اپیدمی ۲۴۰ و ۲۲۲ بوده که در وبلاگ ما نظر دادن

۴ـ چند سیم کارته بودن:از شایع ترین اپیدمی های میان دانشجویان بوده و تقریبا اپیدمی غیر قابل کنترلی تشخیص داده شده و هیچ راه دارویی و واکسن مشخصی برای درمان و پیشگیری اون کشف نشده.از توضیح بیشتر در این زمینه به شدت معذوریم

۵-عینک آفتابی:اپیدمی شایع روزهای آفتابی که در برخی افراد در روزهای ابری هم دیده میشه.این اپیدمی هم در این روزها با سرعت چشمگیری در حال شیوع در بین دانشجویان(خصوصا دخترها)هستش.


 وبلاگ دندانپزشکی برگزار می کند:

به زودی

ترین های ۳(بی تعارف)

به دلایل امنیتی از هر گونه توضیح بیشتر در رابطه با این بمب معذورم

 

آیا می دانید 8

سلام

امیدوارم تعدد آیا می دانید ها این بخش رو به ورطه ی تکرار نکشونه و این بخش همیشه شاداب و بانشاط باقی بمونهاین هم قسمت هشتم از سریال آیا می دانید که به دلایلی واجب بود در این برهه ی زمانی در وبلاگ قرار داده بشه 

آیا می دانید یکی از دانشجویان دختر دانشگاه(ورودی ۸۷)تا سن ۸سالگی در کشور دوست و برادر٬اتریش٬اقامت داشته است.

آیا می دانید کت و شلوار استاد پورقاسم از سیدنی خریداری شده است.

آیا می دانید استاد قوجق همزمان با برگزاری جام جهانی فوتسال در کشور برزیل(میزبان این رقابتها)اقامت داشته است!!اما دریغ از دیدن یک بازی

آیا می دانید درون لامپ های رنگی محوطه ی دانشگاه ما به محلی برای سکنی گزیدن٬جفت یابی و......انواع و اقسام گونه های جانوری در خطر انقراض از جمله گنجشک تبدیل شده است.پس با این حساب جنگل های بابل سبب نجات ۴ گونه ی کمیاب جانوری و گیاهی از خطر انقراض شده که شامل قورباغه درختی(داروگ)٬گنجشک٬دانشجوی با رتبه ی نامعلوم و پرتقال و نارنگی است.البته چند گونه ی دیگه هم هست که به دلایلی از بردن نامشون معذوریم...از این رو در هجدهمین جشنواره ی جهانی محیط زیست٬دانشگاه ما بالاتر از جنگل های سیبری و آمازون و دیگر دانشگاه های ایران موفق به دریافت تمشک و پرتقال طلایی حمایت از گونه های در حال انقراض شد.

آیا می دانید یکی از مسئولین محوری دانشگاه در جمع دانشجویان پزشکی۸۵ به سیگاری بودن خود اعتراف کرد.

آیا می دانید چندی پیش عده  ی زیادی از دانشجویان دانشگاه به صورت دسته جمعی به دیدن کاندیدای مورد نظر خود رفتند.

آیا می دانید صندلی های کلاس های دانشکده ی پیراپزشکی از نوع چوبی به نوع کاناپه ای(منظور همین صندلی های درپیت دانشکده ی خودمونه!!)ارتقا یافته است.احتمالا طرف قرارداد دانشگاه پول پرتقال و نارنگی های خریداری شده از دانشگاه رو پرداخت کرده

آیا می دانید جدیدا چندین گروه از دانش آموزان دبیرستانی برای بازدید از بخش های مختلف دانشگاه و احتمالا برگزاری اردوهای تفریحی به این پارک جنگلی آمدند.طبق اخبار واصله آخرین گروه از این بازدیدکنندگان از دبیرستان دخترانه ی شاهد گنبد بوده اند!!

آیا می دانید ۱۴=۸!!!!توضیح اینکه در کلاس عملی قارچ شناسی ۸ نفر از پسرهای کلاس جای ۱۴نفر حاضر زدند که اینجا بدون بردن نام از اون ها تقدیر به عمل می آوریم

آیا می دانید چندی پیش استاد محبوب بیوفیزیک در حال تمرین بوکس و ورزش های رزمی در سالن ورزش دانشگاه رویت شد.ضمنا ظاهرا استاد از دوران طفولیت به کار با لیزر علاقه داشته است

آیا می دانید در ساعات بعد از ظهر دانشجویان رشته های شبانه از فرط بیکاری با پهن کردن فرش در زیر سایه ی درختان به گپ و گفت و تفریح می پردازند.

 آیا می دانید گاهی سرعت اتومبیل ها در love streetبه بیش از ۸۰km/h می رسد که موجبات رعب و بیم عاشقان را فراهم می آورد.

جمله ی هفته:به هر حال ادب آداب داره

 

خواب های دانشجویی!!!!!!!

سلام

حتما همتون تا حالا خواب دیدید!!!مسلما هر کسی خواب محیطی که توی اون زندگی و کار و تحصیل می کنه رو دیده.حتما از وقتی که دانشجو شدید حداقل ۱ بار خواب دانشگاه٬اساتید یا کلاستون رو دیدید

اینجا به نمونه ای از یک خواب دانشجویی که چند ماه پیش یکی از همکلاسی های عزیز دیدن اشاره می کنم!!قبل از هر چیز از مغز فعال این همکلاسی به خاطر دیدن این توهمات فانتزی تشکر می کنم!

نمونه ی خواب دانشجویی:دانشجوی مورد نظر پس از گشت و گذار زیاد(البته تو خواب و رویا) وارد یه پاساژ میشه و بعد از کلی جست وجو وارد یه بوتیک بزرگ میشه.بوتیک خیلی بزرگی که میزهای کاملا چوبی داره و فاصله ی در ورودی تا میزی که فروشنده قرار داره اینقدر زیاده که نمیشه فروشنده رو خوب دید.حالا جالب اینکه توی فروشگاه فقط یه فروشنده حضور داره و اونم مشغول مرتب کردن قفسه ی لباس هاست و صورتش به طرفیه که نمیشه ی چهره ی مبارکش رو دیددانشجوی از همه جا بی خبربه سمت فروشنده میره و از اون می پرسه:آقا٬ببخشید قیمت این شلوارک هاتون چنده؟؟؟ ناگهان فروشنده روش رو به سمت دانشجو می کنه و با لهجه و حالت شیرینی میگه:بفرمایید...............و دانشجوی ما با خنده از خواب بلند میشه

بله!!!دانشجو متوجه می شه که فروشنده ی مورد نظر کسی نیست جز استاد محبوب درس نورو آناتومیکه البته عکسشون رو در صفحه ی اول برخی نشریات دانشجویی هم دیدیم!!!

حالا به نظرتون تعبیر این خواب چیه؟؟؟و اصلا کدوم یک از همکلاسی ها این خواب رو دیده؟؟؟

راستی شما هم اگه خواب هایی از دانشگاه٬دانشجوها٬اساتید و یا کلاستون دیدید رو بگید!!جالب میشه!!!!!


 خوب تعبیر کلی خواب های مربوط به دانشگاه رو که از کتب معتبر تعبیر خواب استخراج کردم٬اینجا قرار میدم!!!دیگه توی کتاب نوشته بود.من فقط این مطالب رو انتقال میدم!!

دیدن استاد در خواب:معنایش آن است که به خاطر بی دقتی و بدشانسی دچار خطر می شوید!!البته برای من دیدن بعضی اساتید در واقعیت هم من رو دچار خطر کرده...نمونش امروز

دیدن دانشگاه در خواب:بازدید از دانشگاه در خواب بیانگر از دست دادن موقعیت های خوب است!به خصوص اگه دانشگاهش دانشگاه بابل باشه

دیدن دانشجو در خواب:بیانگر داشتن لحظاتی فرح بخش است!پس سعی کنین تا می تونید تو خواب دانشجو ببینید

دیدن دانشکده در خواب:جالب اینکه تعبیر دیدن دانشگاه با دانشکده فرق داره!!دیدن دانشکده در خواب بیانگر رسیدن به مقامات بالای اجتماعی است

 

 

صل علی محمد بوی رجایی آمد

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته!!!!!

با خبر شدیم دکتر محمود احمدی نژاد٬رییس جمهور کشورمون به زودی(حتی شنیده شده ۲۳ اردیبهشت!!!!!!!!!)برای افتتاح بیمارستان جدید(بیمارستان روحانی)به دانشگاه ما میان.اول بگم که ساخت این بیمارستان در اواخر دهه ۶۰ شروع شده و الان نزدیک به ۲۰سال از اون زمان میگذره و این خودش جای بسی تاسف داره.فکر کنم اگه یه کم دیگه کار افتتاح طرح طول می کشید ساختمون بیمارستان جزو آثار باستانی میشد!!!حالا نکته ی جالب اینه که مدتی هست این بیمارستان پذیرش بیمار رو داره و فقط باید از لحاظ تجهیزات پزشکی تقویت بشه که این کار نیاز به مساعدت سریع مسئولین مربوطه داره.حتما میدونید که این بیمارستان در قسمت خلفی دانشکده ی پزشکی قرار داره و حتما همتون اون رو تا حالا از دانشگاه دیدید(از آزمایشگاه بیوشیمی خیلی خوب معلومه!!)

امیدوارم این سفر٬یک سفر صرفا تبلیغاتی برای انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری نباشه.دیگه اینکه امیدوارم حضور شخص اول دولت در دانشگاه ما به واقعیت بپیونده و ضمن اون٬جلسه ای بین ما دانشجویان و ایشون انجام بشه و در اون همه ی مسائل و مشکلات از قضیه ی کنکور و بومی گراییتا مشکلات دانشگاه بررسی بشه و دانشجویان بتونن در یک محیط سالم حرفاشون رو بزنن...

ما امیدواریم همه ی این ها به وقوع بپیونده....شما چه طور؟؟؟؟!!!!!

آیا می دانید 7

سلام... 

چه می کنید با گرما؟؟؟این هم آیا می دانید ۷ که امیدوارم این بخش رنگ و بوی تکرار به خودش نگیره. راستی پیروزی غرور انگیز آبی و اناری پوشان بارسلونا رو به خودم٬ ۳۶۰ و همه ی بارسلونایی های اصیل و دوآتیشه تبریک می گم.ضمنا روز استعدادهای درخشان رو هم تبریک می گم.یاد دوران تحصیل در مدرسه بخیر!!!!!!!

آیا می دانید جمعی از پسران خوابگاهی اطلاعات جامع و کاملی از تمامی جزئیات و اتفاقات خوابگاه دختران دارند.مشکوکن هر دو طرف!!!!!!!!!!

آیا می دانید یکی از اساتید دانشگاه(راهنمایی:استاد بیوشیمی!!!)بعد از ظهرها اقدام به تمرین پیاده روی می کند و در این امر بسیار منظم و ساعی می باشد!حتی این استاد گرانقدر و محبوب چندین بار در سالن ورزش در حال پیاده روی دیده شد!!!!

آیا می دانید چندی پیش گروهی از خبرنگاران سیمای استانی مازندران برای تهیه ی گزارش خبری به دانشگاه ما آمدند.حالا کی پخش میشه؟؟؟

آیا می دانید تعداد تیلرها و تراکتورهای دانشگاه نسبت به مدت مشابه سال قبل ٪۷۵ رشد داشته است.کثرت این ماشین های زراعی به حدی است که سرو صدای ناشی از آن بر کیفیت تدریس اساتید در کلاس های کل دانشگاه تاثیر داشته است!!!

آیا می دانید love street جزو مستملکات و مستعمرات دانشکده ی دندانپزشکی بوده و روزانه هزاران توریست و جهانگرد از کشورهای پزشکی و پیرا پزشکی از آن دیدن می کنند.شاید هم این توریست ها از همدیگه دیدن می کنن

آیا می دانید دوهفته ی پیش سالن ورزش دانشگاه دچار آتش سوزی شده و شدت آتش به حدی بود که برای مهار آن٬آتش نشانی در محل مذکور حاضر شد.طبق اخبار واصله این اتفاق در بین ساعات ۱۲ تا ۱ شب رخ داده است.

آیا می دانید  در روز پنج شنبه مورخه ی ۱۰/۲/۸۸ و همزمان با برگزاری مسابقات pes2009 یک عدد ساعت دیواری در کلاس پزشکی نصب گردید!!دانشگاه هم پولدار شده ها!!!

آیا می دانید در راستای جلوگیری از رشد روز افزون ازدواج دانشجویی و آشنایی هر چه بیشتر دانشجویان با مادر زن و عوارض جانبی آن٬فیلم مادر زن سلام در روز سه شنبه ۱ اردیبهشت در سالن شهید شجاعیان پخش شد...

آیا می دانید در امتحان فیزیولوژی عده ای از دانشجویان از کلاس ورچین شده و مجبور شدند برای امتحان دادن به کلاس مجاور بروند.ضمنا این عده از نعمت تقلب هم محروم شدند.ایشالا امتحانات بعدی جبران کنید!!!!!!

آیا می دانید عده معدودی از دانشجویان این روزها با عینک آفتابی دیده شده اند.ظاهرا پوست حساس تری دارند.ضمنا تعداد افراد این گروه به طرز چشمگیری در حال افزایش است.

 آیا می دانید مدتی است زمزمه هایی مبنی بر حضور یکی از کاندیداهای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری در دانشگاه به گوش می رسد و این کاندیدا هم اکنون در استان مازندران برنامه های انتخاباتی دارد.

آیا می دانید روزانه بیش از ۵کیلو چای در آموزش خورده می شود و ۹۰٪ از مسئولین آموزش همیشه در حال انجام وظیفه ی سنگین نقل و انتقال استکان های چای دیده شده اند

آیا می دانید مساله ی ساده ی روشن و خاموش کردن کولر هنوز هم یکی از دلایل مناقشات داخل کلاسی می باشد.

آیا می دانید طبق اخبار ضد و نقیض در جلسه ای محرمانه در شورای امنیت جزوه ی کلاس٬این شورا با ارائه ی قطع نامه ای اقدام به تحریم افراد خارج از گروه جزوه کرده است.

 

آیا می دانید 6

سلام

همون طور که قبلا گفته بودم٬با یه آیا می دانید متفاوت اومدم.تو این پست شما توی نظرات٬هر آیا می دانیدی که دوست دارید و مایلید رو می تونید قرار بدین.ترجيحا آيا ميدانيدهاتون مربوط به دانشگاه باشه!از استاد٬دانشجو٬آموزش و هر نکته ی ناگفته ای که فکر می کنید جالب باشه رو می تونید بنویسید.دیگه قواعد رعایت احترام به شخصیت و آبروی افراد رو مد نظر قرار بدین!!عین پست گینس در کلاس که رعایت کردید!!!!!!!!

توی قسمت نظرات منتظر آیا می دانید های شما هستم..........

آیا می دانید......................

 

 

رکوردهای گینس در کلاس

سلام

حتما شما تا حالا اسم کتاب رکوردهای گینس رو شنیدید.کتابی که یکی از پرفروش ترین کتاب های دنیاست....توی این کتاب رکوردهای جالب٬باورنکردنی و.....نوشته میشه و چون این رکوردها مدام در حال تغییر هستن این کتاب هم هر سال تجدید چاپ میشه!!

اما حالا با استفاده از ایده ی این کتاب جالب و همچنین ایده ی یکی از همکلاسیا که توی نظر خصوصی لطف کرد و این نظر رو بهم گفت این پست جنجالی رو ارائه می کنم.

توی این پست شما می تونید موارد زیر رو از کلاس ما انتخاب کنین(البته می تونید دامنه ی انتخاب هاتون رو بیشتر هم بکنید و از دانشجوهای کل دانشگاه موارد رو انتخاب کنید!)البته دقت کنید که در انتخاب موارد زیر به شخصیت کسی توهین نشه!دیگه موارد اخلاقی رو همه جوره رعایت کنید.راستی در انتخاب موارد زیر هیچ محدودیتی در دختر و پسر بودنش ندارین!!

دودر ترین دانشجو!!؟؟؟؟.........آقایان صادقی٬سوهانیان٬براری٬خانوم باقریان

سوتی ترین دانشجو!!؟؟؟؟.............با اکثریت قاطع آرا آقای نعمتی٬خانوم باقریان

خوش لباس ترین دانشجو!!؟؟؟؟............آرا متفرق٬هر کی ساز خودش!!

خرخون ترین دانشجو!!؟؟؟؟..........رضاها جودی و بیرق٬خانوم ها دست پاک و فقانی

خوش شانس ترین دانشجو!!؟؟؟؟.......آرا متقرق٬اکثریت نسبی با آقای صادقی و بهداشتکاران دوست داشتنیمون

بد شانس ترین دانشجو!!؟؟؟؟..........بدون شک آقای سوهانیان

کم حرف ترین دانشجو!!؟؟؟؟........با اکثریت قاطع آرا آقایان محمدسعید ارم و آریا آذرپور

پر حرف ترین دانشجو!!؟؟؟؟.......آقایون سوهانیان و براری و حبیب نژاد و خانوم ها باقریان و جعفریان

خوش اخلاق ترین دانشجو!!؟؟؟؟.........آرا متفرق.....آقای جودی٬خانوم ها حاجیان و .........منم گفتین اما دیگه خودم رو نمیگم!!!!!

پرجنب و جوش ترین دانشجو!!؟؟؟؟...........آقایان سوهانیان و براری٬خانوم جعفریان

دست و دل باز ترین(ولخرج ترین)دانشجو!!؟؟؟؟.......رای خاصی به صندوق ریخته نشد!!!!!!!!!!

با تشکر از حضور گرم شما٬هرچند در نظرات این پست اندکی توهین هم مشاهده شد اما برای اولین پست گینس در کلاس رضایت بخش بود.از همتون متشکرم.منتظر ورژن۲ این پست به نویسندگی ساسی باشین....

ایستگاه صلواتی

نکات کلیدی٬جالب و آموزنده ی کارگاه استرس:

مدیریت این کارگاه بر عهده ی شخصی به نام استاد صلواتی بود...پس آقای صلواتی که میگن این بود!!!

استقبال بی نظیر همکلاسی ها از این کلاس:استقبال دانشجویان تا حدی بود که سالن برگزاری کارگاه مملو از خیل عظیم مشتاقان کسب استرس شده و به دلیل همین ازدحام٬کسانی که دیر کرده بودند مجبور شدند برای تهیه ی صندلی از اتاق های مجاور استمداد جویند!(به قول یکی برای گرفتن صندلی اقدام کنن)

حضور فردی کذایی به نام حسین علیپور در این کلاس!

پذیرایی مفصل با شیر و کیک که این در دانشگاه ما پدیده ای بسیار نادر بوده و هر ۵۶۰۰ سال یک بار رخ می دهد.

گروه بندی همکلاسی ها و گفتن عوامل استرس زا و ارائه ی راه هایی برای کنترل استرس  از سوی آنها که من اینجا به چند نمونه از صحبت های همکلاسی ها اشاره می کنم

دانشجوی شماره ی ۱ـ عامل استرس زا:پاره شدن دیسک کمر در هنگام کشیدن دندان یک کودک

راه مقابله و کنترل آن:دعا و رازو نیاز٬پیاده روی٬رفتن به گردش و تفریح(خصوصا جنگل و رودخانه) و هر راهی که به مغز خطور می کنه و.............و آخر از همه برای بدتر شدن اوضاع مشورت با همسر توصیه شد

دانشجوی شماره ی ۲ـ عامل استرس زا:ترس از نگرفتن نمره ی قبولی در درس جنین شناسی و اینکه به علت جو کلاس قادر به نوشتن جزوه نیست!!!

راه کنترل و مقابله با آن:انجام عمل مقدس خرخونی(البته اول باید نیت کرد)٬گوشه نشینی در مسجد دانشگاه و انجام دعا و راز و نیاز٬زدن زیراب استاد پیش آموزش

دانشجوی شماره ی ۳ـ عامل استرس زا:وجود شوالیه های سیاه در دانشگاه!!

راه  کنترل و مقابله با آن:هنوز راه خاصی ابداع نشده اما فرار از راهروهای مخفی دانشکده پیشنهاد شد!دیگه اون رو دخترا با هم بشینن به راه های بهتر فکر کنن تا دیگه از این چیزا دچار استرس نشن!

دانشجوی شماره ی ۴ـ عامل استرس زا:داشتن امتحان فیزیولوژی و جنین شناسی در دو روز متوالی

راه کنترل و مقابله با آن:سعی شود از همین دو امتحان احساس لذت کرده و به شکلی با آن کنار بیاییم!!!و به زمان های از دست رفته نیندیشیم.

نکته:در صورت عدم حل مشکل استفاده از تکنیک های زوزوزوزوزوزوز و  زیزیزیزیزیزیزیزی و دیگر تکنیک های شرقی و غربی یوگا و استفاده از قرص و داروی روانگردان پیشنهاد شد!!(حالا اینا چی هستن منم نمی دونم)

دانشجوی شماره ی ۵ـ عامل استرس زا:نداشتن استرس موقع گم شدن تلفن همراه!!!

راه کنترل و مقابله با آن:رفتن به پاساژ شهریار و خوردن شام و بستنی با رفقا٬خواندن عبارات آخر جزوه٬گوش دادن به انواع موسیقی های آرامش بخش مثل ساسی مانکن!!و هر چیزی که سبب شادی و شعف درونی شود.

دانشجوی شماره ی ۶- عامل استرس زا:متفاوت تر از دیگر استرس ها و کلا حالت گلایه و شکایت داشت٬از بین رفتن انسانیت و اینکه کسی که به دنبال طلب علم است با ملامت دیگران روبرو می شود و ....

راه کنترل و مقابله با آن:نوشتن نامه به فرشته

سریال پرطرفدار آیا می دانید(قسمت پنجم)

این هم آیا می دانید۵ که سعی شده عدم حضور این یک هفته رو جبران کنه و یکی از کامل ترین و جامع ترین آیا می دانید ها رو ارائه بدم و بازم بترکونم!!!!!!!!..........امیدوارم بپسندید

آیا می دانید مساحت دانشکده ی دندانپزشکی بابل ۱۱۰۷۷متر مربع و مساحت دانشکده ی پزشکی این دانشگاه ۸۵۰۰متر مربع است.پس بزن زنگو!!

آیا می دانید ٪۶/۶۶  از بهداشتکاران کلاس اتومبیل پژو۴۰۵ دارند و ۳/۳۳٪ از آنها با گویش شیرین محلی سخن می گویند.

آیا می دانید ٪۲۵ از صندلی های کلاس ما تا حدی آسیب دیده که برای تعمیر نیاز به جوشکاری دارد.همچنین روکش ۸۰٪ از صندلی های کلاس توسط افراد ناشناس جویده شده است!!!

آیا می دانید یکی از دانشجویان دختر کلاس٬به صورت کاملا اتفاقی چند همکلاسی پسر را در حال انجام حرکات موزون در کلاس مشاهده کرده که بعدا همین اتفاق به صورت برعکس برای خود شخص مزبور رخ داده است 

آیا می دانید در شماره ی موبایل یکی از اساتید عدد ۱ شش بار(به صورت متوالی)تکرار شده است.

آیا می دانید ساعت دیواری کلاس ما خراب بوده و همین سبب می شود تا استادان بی ساعت(استاد ژنتیک)برای تنظیم وقت خود از ساعت مچی دانشجویان کمک بگیرند.

آیا می دانید سایت دانشگاه ما فقط دارای ۱۸ کامپیوتر بوده و در سال جدید٬در راستای اصلاح الگوی مصرف٬به طرز عجیبی سرعت اینترنت سایت دانشگاه از سرعت اینترنت خانگی هم کمتر شده است.

آیا می دانید  استاد قوجق(استاد بیوشیمی) ۴جلد از آخرین کتاب های خود را که به تازگی به چاپ رسیده٬به ۴نفر از بچه های پزشکی ۸۷ هدیه داده است.

آیا می دانید جنگل های دانشگاه ما از سوی سازمان محیط زیست به عنوان منطقه ویژه ی حفاظت شده ی گونه ی در حال انقراض قورباغه ی درختی(داروگ)اعلام شده است.

آیا می دانید مجموعه اشعارو ترانه های آهنگ های معین(خواننده ی توانا و نامی ایران)در صفحه ی آخر برخی از جزوات کلاس ما دیده شده است.

آیا می دانید در آخرین جلسه ی قارچ شناسی عملی٬فیلم هایی به صورت غیر مجاز توسط یک گوشی N95  نقره ای رنگ از استاد مربوطه و برخی دانشجویان گرفته شده که البته ما خاضعانه امیدواریم پخش نشده باشه!!!!

آیا می دانید دو نفر با نام و نام خانوادگی دقیقا مشابه یکدیگر در کلاس های دندانپزشکی و پزشکی حضور دارند!!!

آیا می دانید  جسد جدیدی به مجموعه ی اجساد دانشگاه بابل اضافه شده است.البته هنوز عمل تطهیر(فیکس کردن)آن انجام نشده و طبق اخبار برای جلوگیری از اعمال خلاف شرع توسط اجساد٬جنسیت این جسد نیز مذکر می باشد...

آیا می دانید  رکورد دوی ۵۴۰ متر کلاس با زمان ۱دقیقه و ۳۰ثانیه به طور مشترک در اختیار نویسندگان این وبلاگ می باشد.

آیا می دانید یکی از همکلاسی های عزیز در یکی از امتحانات عملی ترم اول به جرم تقلب(البته بی گناه بود)از سالن مولاژ اخراج شد که سپس استاد با پذیرفتن اشتباه خود در اخراج فرد مذکور با بخشش نمره ی او بخشی از زخم های قلب وی را التیام بخشید.امید است کینه های میان این دو عزیز به طور کامل برطرف شده باشد...که البته بعید می دونم!!!!

آیا می دانید در امتحان اخیر فیزیولوژی٬تفاوت فاحش بین جزوه ی کلاس و کتاب فیزیولوژی گایتون موجب اشتباه تعداد کثیری از همکلاسی ها در پاسخگویی به یک سوال شد.نکته ی جالب این جاست که تعداد کل سوالات امتحان ۱۴ تا بود!!!طبق حساب احتمالات یعنی ۱مورد از هر ۱۴ مورد!!!

آیا می دانید یکی از دانشجویان پسر کلاس بعد از چند بار اخراج از تیم فوتسال دانشگاه به دلیل ۲در کردن تمرینات٬امروز بالاخره سر تمرین رفته و عضو تیم فوتسال دانشگاه برای مسابقات قهرمانی استان مازندران انتخاب شد

آیا می دانید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد٬خبری از دل پر درد گل یاس نداشت آنجا باید نوشت هر گلی باشد٬چه شقایق چه گل میخک و یاس٬....زندگی اجباریست.این هم پاسخی به اشعاری که به صورت ناقص در انتهای جزوه قرار می گیره!!!!!!!!!!

 

منتظر آیا می دانید۶ با سبک جدید باشید!!!!!!! 

 

آیا می دانید(ویژه)

سلام.....................

آیا می دانید نویسندگان وبلاگ مجوز انتقالی به دانشگاهی دیگر(که الان اسم نمی برم)رو کسب کرده و در پایان این ترم دانشگاه بابل را ترک خواهند کرد. 

آیا می دانید در ایام عید نوروز دانشگاه ما دچار حریق شد که در پی آن ۳تن از نگهبانان دانشگاه که در تلاش برای کنترل آتش بودند٬به شدت مجروح شدند.

آیا می دانید استاد محبوب و کهنسال٬یار دیرین دانشجویان٬استاد گرانقدر و فاضل ادبیات٬استاد ...... دیروز در سن ۷۱سالگی به دیار باقی شتافت.روحش شاد و یادش گرامی باد...واقعا دلم گرفته.خدا بیامرزه.

آیا می دانید از تاریخ ۱۵ اردیبهشت تا پایان ترم دوم سلف دانشگاه به منظور انجام تعمیرات تعطیل خواهد بود و کلیه ی کارت های سلف از این تاریخ باطل خواهند شد.

آیا می دانید  استادان تک یاخته و کرم شناسی سفر کاری به مدت ۳هفته به یکی از کشورهای خارجی خواهند داشت وتدریس کلیه ی ۳ بخش تدریس درس انگل شناسی تا پایان ترم بر عهده ی استاد  ....... خواهد بود.

آیا می دانید  تاریخ شروع امتحانات ترم دوم رشته ی دندانپزشکی ۸۷ از تاریخ چهارشنبه ۲۷ خرداد به تاریخ دوشنبه ۲تیر انتقال یافته است....واقعا جای بسی  تاسفه...

 آیا می دانید  تا این لحظه هیچ یک از مسئولین به مطالب این وبلاگ گیر نداده و مدیر وبلاگ را به هیچ وجه احضار و تهدید نکرده اند!!!!؟؟؟؟؟

آیا می دانید اصلا قرار نیست این وبلاگ علی رغم فشارها و تهدیدات بسته شود و کماکان به کار خود ادامه خواهد داد.اصلا اصلا قرار نیست!!!...

آیا می دانید وبلاگ آخرین روزهای خود را سپری نمی کند..و قرار است همچنان با قدرت به کار خود ادامه دهد.....

آیا می دانید تمامی مطالب این پست کذب محض می باشد و در آن از افعال معکوسه استفاده شده است!!!!!!!!!

۱۳ آوریل روز دروغ بزرگ  بر همگان مبارک باد 

ماشین زمان(گشتی در دانشگاه در آینده)

سلام.......امروز می خوام یکی دیگر از امکانات خارق العاده ی ماشین زمان رو به شما نشون بدم!!

اگر حاضر باشید با ماشین زمان ۸٬۷ماه به جلو حرکت کنیم و ببینیم تو دانشگاهمون چه خبره.........

پس لطفا کمربندهاتون رو ببندید................................................................................

خوب رسیدیم!!!الان ما ترم سوم هستیم.همه چی خوبه!الان یکی از روزهای پاییزی سال ۸۸ هستیم که اتفاقا از شانس بد هوا بارونیه!!!وارد کلاس که بشیم می بینیم بچه های کلاس یه کم تغییر کردن.....دیگه به جزئیاتش اشاره نمی کنم.وضعیت کلاس خوبه!!خودتون باید بیایید و ببینید........درسامون کمی نسبت به ترم های قبل آسون تر شدن.چون واحدهای عمومی بیشتری بهمون داده شده و درس های اختصاصی هم آسون تر و سهل الهضم تر شدن...کلاسمون عوض شده.یعنی از کلاس ۴ به کلاس دیگه ای نقل مکان کردیم.ولی هنوز قدرت پردازش کامپیوتر کلاسمون با سرعت اولین چرتکه های ساخته شده توسط مصریان باستان برابری می کنه!یکسری افرادی که در ترم های۱و۲ ادعا می کردن که قصد انتقالی دارن هنوز هم در کلاس دیده میشن..جو کلاس(کلمه ی مورد علاقه ی همکلاسیا)کمی تا قسمتی ابری همراه با رگبار پراکنده به همراه امکان آبگیری معابر گزارش شده و نکته جالب تر از کلاس اینه که هنوز هم شاگرد اول ترم اولمون تو آبان ۸۸ معلوم نشده!یعنی هنوز کارنامه های ترم اولمون رو ندادن..........البته قراره اگه تا۹۰٬۸۰سال دیگه٬کارنامه های ترم اولمون صادر شد٬معدلمون رو روی سنگ قبرهامون بنویسن تا لااقل عبرتی باشیم برای نسل های آینده!!uejdndeyeglxoefhk950.jpg

راستی بعضی از همکلاسی ها به خاطر حضور مکرر در آزمایشگاه قارچ شناسی در ترم قبل دارای پوست های قارچی هستن و طبق آزمایشات صورت گرفته در ریه ی ۶۰٪از بچه های کلاس آثاری از انواع واقسام قارچ ها رویت شده!!متاسفانه بر اثر همین رعایت نکردن نکات ایمنی در آزمایشگاه قارچ و استشمام مستقیم قارچ چند مورد تلفات هم داشتیمخدا رفتگان شما رو هم بیامرزه!!!

اما با این وجود تعداد افراد کلاسمون نسبت به ترم دوم به روش میتوز افزایش پیدا کرده!!!در واقع سری جدید دانشجوهای مهمان و نور چشمی ها هم تشریف آوردن.عین سریال های کره ای سری به سری واردات دانشجوهای.......با انواع سهمیه های محترم!!!به دانشگاه ما انجام میشه.همین جاست که معلوم میشه مازندرانی ها به خصوص اهالی شهر خیابان های ایمن و راننده های مطمئن(بابل) واقعا مهمان نوازن

یه کم به محدوده ی دانشگاه وارد بشیم...با توجه به اینکه در دانشگاه نظر دانشجوها همواره مورد توجه و عنایت قرار می گیره٬طبق درخواست  مکرر دانشجویان کل دانشگاه٬برنامه غذایی سلف تغییر کرده که برنامه ی جدید رو در زیر مشاهده می کنید.

برنامه هفتگی سلف در آبان ۸۸!!!

روزهای هفته سرویس ناهار
شنبه سبزی پلو ماهی
یکشنبه ماهی کباب!!
دوشنبه تن ماهی
سه شنبه ماهی برگر
چهارشنبه کشمش پلو با ماهی!!+ته دیگ مخصوص سر آشپز

راستی دانشگامون بعد از مراجعه به متخصص نازایی٬سال آینده به سلامتی مادر میشه!!!f0xah9ymf05cdbb658pp.jpg

قراره با ساخت دانشکده داروسازی٬دانشگاه علوم پزشکی بابل هم به جمع دانشگاه های مادر بپیونده!

از محوطه ی دانشگاه هم بگم که ماشاالله تعداد باغبون ها بیشتر شده تا علف هرز کمتر توی دانشگاهمون رشد کنه!!!فرآیند کاشت٬داشت و برداشت مرکبات دانشگاه هم کاملا مکانیزه شده و با سرعت بیشتری صورت می گیره...مهم ترین محصول صادراتی دانشگاه ما همین پرتقال نارنگی هاست و مهم ترین محصول وارداتی دانشگاه ما هم دانشجوی مهمان هستش.جالب اینجاست که هر دو محصول(چه وارداتی و چه صادراتی)واسه ی دانشگاه پول سازن و دانشگاه عزیزمون هم با این پول ها یه کامیون جسد تر وتازه خریده!!!طوری که اتاق۱۲۳(اتاق تشریح رو میگم)دیگه از بس پر جسد شده٬جایی واسه دانشجوهایی که میخوان رو جسد کار کنن نداره

اما بیشترین تغییرات و عزل و نصب ها در پست های مهمی چون مسئول تریا صورت گرفته و هر روز یکی میاد میگه مسئول تریاست و تنها خدمتش هم بالا بردن قیمت هاست....تنها نقطه قوت دانشگاه هم همون سرعت اینترنت سایت دانشگاه بود که اونم  خدا بیامرزه دیگه سرعت جوونیاش رو نداره.

از بهداشتکارهای عزیز کلاس که حکم ریش سفیدان کلاس رو دارند هم بگم که همجنان شاداب و سرحال واحدها رو یکی پس از دیگری پاس می کنن.البته یکی از اون ها زانتیا خریده که هنوز شیرینیش رو نیاورده!!!

از ورودی های جدید(ورودی های۸۸) هم بگم که وارد دانشگاه شدن و آدم رو یاد ترم اول خودش میندازن. البته اثری از قضیه ی مسخره ی بومی گرایی میون اون ها وجود نداره!!!مثل اینکه این فقط شانس ما ورودی های۸۷ بود که با اون اوضاع و احوال وارد دانشگاه بشیم.

مسئولین محترم و تیزبین دم در هم هنوز با نوع مدل مو  و لباس اونم از نوع آستین کوتاهش با پسرا مخصوصا ساسی مشکل دارن و هنوز هم از کلمه ی منفور ساسی یعنی(آستین ۳ ربع)استفاده می کنن...ولی کو گوش شنوا؟؟!!!...بزن زنگو..

.بگذریم که حرف ها طولانیه..از اونجا که سهمیه ی بنزین سال ۸۸ کمتر شده دیگه ماشین زمان بنزین نداره...پس برمی گردیم به ۸ماه قبل......................................

و الان فروردین ماه ۸۸ هستش و شما پشت کامپیوتر در حال خوندن مطالب پربار وبلاگ دندانپزشکی ۸۷ بابل هستید  

سریال آیا میدانید(قسمت سوم)

و بالاخره انتظارها به سر رسید و آیا می دانید جدید در وبلاگ قرار گرفت.

آیا می دانید دانشکده ی دندانپزشکی بابل در ابتدای تاسیس خود در سال ۱۳۷۰ در محلی غیر از محل فعلی و در ساختمانی استیجاری قرار داشت.

آیا می دانید روش کارت سلف با سبک فعلی که در دانشگاه بابل اجرا می شود مدتی است که در دیگر دانشگاه های ایران در حال منسوخ شدن است.

آیا می دانید یکی از مولاژهای یکی از اساتید آناتومی در ترم۱ برای یک هفته مفقود شده و به همین دلیل استاد مربوطه در آستانه ی دق کردن قرار داشت.

آیا می دانید چندی پیش شایعه ی مرگ یک بیمار در کلینیک دانشکده ی دندانپزشکی بابل پخش شده و سپس به شدت تکذیب شد.

آیا می دانید چند همکلاسی عزیز پس از پایان امتحان بیوشیمی عملی برگه ی تقلب خود را به استاد نشان داده و استاد مربوطه نیز به گرمی و با آرامش از این حرکت داوطلبانه ی دانشجویان استقبال کرد.ضمنا چند غلط علمی هم از این برگه های تقلب گرفت!!! 

آیا می دانید برای مدتی کلمات و اعداد جنجالی از سوی فردی ناشناس بر روی screen saverکلاس قرار  می گرفت.

آیا می دانید چندی پیش مدل کفش دو دانشجوی دختر و پسر کلاس دقیقا عین هم بوده است.

آیا می دانید شنیدن لغت longitudinal سبب خنده ی تمام همکلاسی ها می شود!!!دلیل داره دیگه!!!

آیا می دانید چند روز پیش جلسه ی گروه آناتومی دانشگاه در هوای آزاد و با پیاده روی ۳ استاد آناتومی در محوطه ی دانشگاه صورت گرفت.

آیا می دانید  به علت نمونه گیری از دهان و سر دانشجویان در آزمایشگاه قارچ آمار کچلی و بیماری های دهان و دندان در کلاس ما افزایش یافته است.

آیا می دانید  در همین هفته اتاق مشترک ۲استاد بیوشیمی با ساخت دیواری از هم جدا شده است!!!

متاسفم....

اطلاعیه مهم:به علت اتفاقات عجیب کلاس٬خصوصا اقدامات اخیر برخی از دانشجویان در مخالفت با موضع منطقی نماینده ی کلاس و عدم همکاری و هماهنگی آنها به دلایل واهی٬تصمیم بر این شد که در روز یکشنبه مورخه ی ۲۳/۱/۸۸هیچ حرکتی از سوی متولیان جشن صورت نگیرد.

راستش الان دارم رفتار خیلی ها در چند روز اخیر به خصوص امروز که دیگه محشر بود رو سبک سنگین می کنم.من هنوز باورم نمیشه برای حاضر خوردن تو کلاس تاریخ امامت بعضیا حاضر باشن همچین رفتار خلاف عرف دانشجویی انجام بدن.فقط میگم متاسفم...حیف شد.نصف کارهای جشن به خوبی پیش رفته بود و ما قصد سورپرایز بزرگی واسه کلاس داشتیم.به هر حال فقط میگم متاسفم.حرف های ناگفته زیاده ولی به دلایلی از گفتنشون معذورم...

ابهام در میانگین سن کلاس!!!

سلام

به قول یه آشنا!!!درارتباط با پست آیا می دانید٬۲به خصوص اون بخشی که میانگین سن کلاس با یه حساب سرانگشتی اعلام شد ابهاماتی برای دوستان به وجود اومده!!

من هم برای رفع ابهام٬ریش(همون آشنا) و قیچی رو میدم دست خودتون و ازتون می خوام خودتون میانگین سنی این کلاس رو حساب کنید.

فقط اینجا با یه شعر نیمایی شما رو در انجام این امر طاقت فرسا راهنمایی می کنم...

کلاس نم کشیده.......بهداشتکار ۳ عدد......دانشجوی مهمان به تعداد زیاد.....سن هر یک بیش از ۴۰٬۳۰سال......پسرها جدا٬دخترها جدا......پسرها ۱۹سال....دخترها هم با ارفاق۲۱ سال....میانگین را باید حساب کرد و دیگر هیچ.....

 

به زودی داستان ماشین زمان و آیا می دانید۳              comming soon